از قباب شمع پرتوافگن دولت فرخندهاش فروزان و آفتاب عالمتاب مرحمتش ديگرباره نورافزاى روزهاى سياه تيرهروزان شد .
در بيان سال فرخنده فال اودئيل مطابق 1166 و استيلاى لشكر منصور بر على مردان خان و انهزام آزاد خان و ساير وقايع غريبه
خسرو اقليم طارم چهارم و صدرنشين ايوان اين بلند طارم بدار الملك حمل خراميده يساقكشان گلهاى بهارى و سفر كردگان رياحين آذارى زيبافزاى مأوا و مسكن و زينتبخش دار السلطنهء چمن گرديدند و ساحتگزينان سبزههاى اردىبهشت ديگرباره در موطن صحرا و كشت آرميدند . سلطان مجهول النسب بهمن كه بتوابع باغ و گلشن درآمده ، با همه دمسردى و سوداى جهانگردى در دماغ داشت از صولت گيتىپناه فروردين انهزام نمود و سردار بىوقار شباط از شوكت قهرمان كشورستان بهار شكستيافته ، بسوى كوهسار ناهنجار عدم طريق هزيمت پيموده ، افغان زاغ و زغن در عرصهء چمن افغان بشور انگيزى برآوردند و يغماگران عنا دل و هزاران در فضاى گلستان گل - برگهاى تر و ورقهاى لاله و عبهر را غارت كرده ،
دگر از فيض نوبهاران گشت * سبزهدرسبزه دشتاندردشت
بچمن بست نوبهار طراز * تكيه زد گل بچار بالش ناز
حلهء باغ شد ز سبزه پرند * شد زمين رشك آسمان بلند
لاله با سبزه داد دست بدست * لعل و فيروزه شد بهم پيوست
مجلس نوروزى بفرخندگى و فيروزى در دار السلطنهء اصفهان انتظام پذيرفت ، عمارات مباركات شاهى از محفلآرايان صاحب آگاهى زينتبخش ماه تا ماهى و جيب و كنار رعيت و سپاهى از فروغ زر و سيم غيرت نور صبحگاهى و سران لشكر كماهى از فرط اشفاق ظل اللهى مفتخر و مباهى شدند . بعد از انقضاى بزم ارم نظم نوروزى بعرض كشورستان خديو جهان فيروزى رسيد كه على مردان خان بختيارى باطمينان عدم حضور حضرت مملكتمدارى سر از گريبان توارى برآورده لشكرى جمع - آورى كرده ، بسوى كرمانشاهان شتافته و مردى مجهول النسب خود را