نيز صلاح در درنگ و صرفه در جنگ نديده ، عنان از ميدان كشيدند .
جماعت يموت از جوانب هجوم آورده ، شروع بنهيب واسر بقيهء لشكر نمودند . جمعى كثير در آن داروگير بدست تركمانيه اسير و فوجى غفير از برنا و پير در آن واقعهء ناگزير بقيد آن فرقهء بهايم نظير دستگير گشتند . محمد حسن خان در موكب شاه متوجه اشرف مازندران شد .
در بيان عطف عنان خديو گيتىستان ببلدهء طهران و تعميرات و مرمت خرابى احوال لشكريان و عزيمت بدار السلطنهء اصفهان
بر راى مستمعان اين حديث سعادتنشان مستور نماناد كه بعد از خروج از مضايق استراباد و رستگى از بيشه و جنگل آن نواحى و بلاد بلدهء طيبهء طهران محل نزول مواكب عز و شان و موضع اجتماع آن جمع پريشان گرديده ، دستهبدسته طايران از بند قفس رسته و فوج فوج آن قوم پريشان خسته بمعسكر سعادت اثر پيوسته ، شيرازهبندان قضا برشتهء « تعز من تشاء و تذل من تشاء » ديگرباره دفتر پريشان را تازه و محكمترين شيرازه برستند . احكام قضا نظام و مناشير قدر انتظام باحضار لشكرهاى پراكنده و اجتماع هرآزاد و بنده از مصدر جلال صادر ، بعهدهء علمداران ولايت و كارگزاران مملكت مقرر شد كه از سلاح و يراق و اسباب يتاق « 1 » و آلات يساق و ثباب زرتار خورشيداشراق و منسوجات فارس و عراق روانهء دربار گردون رواق خديو آفاق نمايند . گزك يراقان « 2 » سركار وسعتمدار كه حاصل دريا و كان كمترين سرمايهء ايشان نيز بود به جهت خلاع آفتاب شعاع اقسام و انواع بهر طرف متلاشى گشته و در اندك زمانى از امتعهء زرتار و اقمشهء سيمدوز بوتهدار و پرندهاى رنگين و پرنيانهاى افرنج و چين و اطلسهاى نگارين و كمخاهاى زرينفزون از حد و احصاء و تخمين و انواع اسلحه از تيغ و سپر و زوبين و خنجر و نيزهاى خارا گذر و تيرهاى ثعبان اثر و تفنگهاى دوزخ شرر و اقسام جوشن و
هامش
( 1 ) يتاق لغت تركى بمعنى خوابگاه و پناهگاه .
( 2 ) گزك يراق بتركى بمعنى سلاحدارست .