بيابان با رخسار تابان و درخشان شتابان شد ، بهادران دلاور و شيردلان رزمپرور بر پشت آهوان تكاور و غزالان پيلپيكر برنشسته ، چون شيران از بند رسته و پلنگان سلسلهء گسسته در كشيكخانههاى و الا صف بستند . نواى روئينناى پرده در گوش ساكنان چرخ هفتمين و فغان كوس شورشبخش ملايك گردون نشين شده جلوداران سبكعنان غزالان شير خصال پويهور وابرشان طاوس جناح تذرو پر و بال را بساحت كرياس سپهر اساس رسانيدند . عقاب شير چنگال يعتى ماهيچهء لواى نصرة اشتمال با مرغ زرينجناح آفتاب انور همآشيان و اوج نهم آسمان مطار شاهبازان بلندپرواز سر طوق اعلام سعادت توأمان گشت .
نعرهءنفير و خروش تازيان آهوگير از فراز كرهء اثير و اعالى اين طاق اوجگير برگذشت . بند از پيلان زورآزماى و سلسله از شيران زنجير خاى برداشتند . هزبران پولادپوش و ببران سختكوش از كنام شهرستان روى پيكار جوى بوسعتگاه بيابان گذاشتند . مرحلهبمرحله زمين از نعل ستوران سهمگين قلهء آهنين و هواى كوه و دشت از گرد سوار و ارتفاع غبار پردهء عنبرين گشت . چون دار السلطنهء ( قزوين ) مطار هماى همايون فال اعلام گيتى ( نورد ) و ساحت آن سرزمين سيرگاه رعناقامتان طوبى مثال يعنى الويهء جهانگرد گرديد محمد حسن خان از الكاء گيلان متحرك و بعزيمت مازندران انصار و اعوان خود را محرك شد . داراى عالم و زينتافزاى مسند كسرى و جم يعنى حضرت قدسيان چاكر ملايك خدم با يك ( عالم ) حشر و يك جهان حشم از شوارع پردرخت و مضايق سخت فرساينده قدم در الكاى گيلان فرازندهء رايت و علم و آرايشبخش آن گلزار خرم كه فى الحقيقه مانندش در جميع بلاد كمست گشتند . امور گيلان را باندازهء فرصت و اقتضاى معدلت فى الجمله صورت و حاجى جمال را مجددا حكومت داده ، محمد حسن خان از مازندران نيز عطف عنان بسوى استراباد و عنان بريكران داده ، حضرت خديو كسرى شان در انتظام مهام مازندران نيز بلوازم عدل و احسان عمل فرموده ، محمد حسن
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 27
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص٢٧