تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
احوال جنود ظفر پيوند و تدمير ساير خصمان نژند و ترفيه هرمسكين و مستمند پرداخته ، جميع مهام ملك و مال و همگى امور ماضى و حال و لوازم اسباب استعداد و استقلال را منتظم ساختند اوقات مملكت آرائى در رسيد و نوبت گيتىآرائى گرديد ، ارادهء تسخير الكاء گبلانات و مازندران در خاطر عدالت‌نشان شهريار جهان رسوخ يافت . اكنون بر ضرورت خامهء فسانه‌پرداز و كلك ورق‌نگار صفحه‌طراز بميدان اين داستان عنان تاخته بمضمار تحرير و تقرير داستان وقايع مازندران و گيلان و سوانح آن شتافت .

در بيان مختصرى از احوال دار المرز و چگونگى استيلاى محمد حسن خان قاجار بر الكاى مازندران و عزيمت خديو منصور بصوب مزبور

كلك صحيفه پيرا بر لوح مدعا مىنگارد كه : از مختصرى از احوالات الكاى دلگشاى مازندران و گيلان و ساير اعمال و امصار استراباد و جرجان ناگزير و ناچار و به جهت انعقاد عقد گوهرهاى مطلب ضرور و در كار و بيان آن واجب بر قلم وقايع نگارست ، لهذا سمند تيزگام قلم و كميت خوش‌خرام كلك بدايع رقم به اين صفت نگارندهء حكايت و بدين نمط گزارندهء روايت مىگردد كه : قبل ازين مذكور و در اين صحيفهء حال مسطور شد كه امراى خراسان بعد از عزل شاهرخ ميرزا سيد محمد نوادهء دخترى شاه سليمان صفوى را بر مسند سلطنت عاريت نشانيده ملقب بشاه سليمان ثانى گردانيدند . مشار اليه محمد حسن خان قاجار قوانلوى اشاقه‌باش را كه بعضى احوالات او و فتحعلى خان والدش در تاريخ نادرى مسطور و در حين سلطنت شاهرخى ايشيك آقاسى ديوان بود سركار الكاى دار المرز و جرجان كرده روانه نمود . مشار اليه بعد از ورود باستراباد و اختتام سلطنت شاه سليمان گردن بطوق اطاعت ديگران درنياورده ، آغاز گردن‌كشى و بعضى از رؤساى اشاقه‌باش را كه با جنابش سمت ايلى و بعلاوه نسب نسبى هم داشتند بقتل آورده ، بر مازندران و استراباد استيلا و لواى استعدادش بغايت اعتلا يافت و از مازندران با لشكرهاى گران از راه ساحل
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 25 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى