سيم و زر و خرمنهاى لعل و گوهر كه محصول صد سالهء بحر و كان بود صرف انعام سران سپاه و طراز جيب و كنار بندگان درگاه گشت . در خلال آن حال خبر رسيد و معروض راى عالمآراى گرديد كه : على مردان خان بعد از وصول كوكب كوكبهء عز و شان بيت الشرف اصفهان سراسيمهوار مضطر و ناچار از الكاء فارس متحرك و بجانب كوهستانات بختيارى نهضت نموده ، پاى كوهنورد در صعود و هبوط كوههاى صعب و قلههاى سخت گشوده ، اين معنى در نظرها غريب و به كلى بعيد مىنمود كه عبور لشكر و سپاه و مرور اردوى اثقال دستگاه از طريق مزبور كه مثتملست بر مضايق سنگ و كريوههاى تنگ و ارتفاع قلال و ارتقاء جبال و اعتلاى تلال و معابر مضيقه و شرفات مرتفعه ممكن و مقدور تواند بود . بعد از چندى مشخص گرديد و بتحقيق رسيد كه بهر صعوبت كه بوده و بهر سختى كه روى نموده اردوى مذكور از شوامخ مزبور عبور و طليعهء ايشان را از افق كوه طالع و صخرات آن راه پرنشيب و فراز را قاطع گرديده ، بكنار آب كرن رسيدهاند . حضرت ظل الله گيتىپناه بتدارك لشكر و سپاه امر فرموده ، لشكرى كه محاسبان و هم از تعداد آن عاجز آيند و عساكرى كه عارضان انديشه از شمار آن به قصور اعتراف نمايند ، در ظل رايت فتح آيت اجتماع نموده ، بر انهدام بنيان جمعيت على مردان خان تصميم عزم و ارادهء توجه بسوى ميدان رزم فرمودند . امر قضا نمون بتعيين ساعتى ميمون به جهت تحريك همايون بعز نفاذ مقرون شد .
منجمين اسطرلاب بين و اخترشناسان حكمت آئين و رصدبندان بطليموس قرين در نظرات كواكب نظر و ملاحظهء اوضاع انجم و اختر كرده ، در ساعتى قرين سعادت و طالعى خالى از آشوب نحوست پيشخانهء همايون را به فضاى هامون كشيده ، خيام و الا مقام پردهپوش سپهر فيروزه فام و سرادقات فلك احترام بر اوج نه چرخ و الا قيام نموده و قبه و بارگاه گردون درگاه سر بذروههاى مهر و ماه سوده ، صبحگاهان كه پادشاه دار الملك فلك اخضر يعنى مهر انور پاى سعادت بركاب افق نهاده و شقهء
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 21
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص٢١