تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
لواى استبداد و استقلال نمود . دليران فيروزمند و بهادران طايفهء زند بفرمان خديو خصم‌گير عدوبند اعلام فتح و نصره افراخته و تيغهاى شوكت و شجاعت آخته و چون شيران نر و پلنگان حمله‌آور بر آن قوم روباه سير تاخته ، سلك ازدحام ايشان را متفرق ساختند ، از زنبورك و نقاره‌خانه و يراق و اسبان مكلل زين زرين ركاب از هرگونه و هرباب به تصرف عساكر نصرة ماثر درآمد . چون حسينعلى خان كرد از نادانى موكب فيض مبانى را خدمت‌گزارى نكرده ، پاى به راه غرور و نخوت درآورده بود ، رايات فتح آيات متوجه ولايت كردستان و بنيان عز و شان او نيز لگدكوب سم ستور گشت . مشار اليه و اتباعش طوعا و كرها در سلك متابعان دولت و الا قرار گرفتند .

در بيان طغيان على مردان خان و نقض پيمان و ايمان و رفتن او بشيراز و شكست صالح خان

چون على مردان خان در امور نيابت سلطنت شاه شروع نموده ، بفكر تدمير صالح خان بيات كه در فارس استقلال داشت افتاده ، ارقام شاهى حسب الصلاح على مردان خان در خصوص هدايت او بطريق فرمان بردارى صادر گرديده ، صالح خان مزبور كه گوش غرورش از پنبهء غفلت انباشته بود مضامين ارقام را به گوش رضا نشنود . در جواب فرمان زبان باظهار كلمهء عصيان گشود . على مردان خان را نقض پيمان و خلاف ايمان دامن‌گير گشته ، ابو الفتح خان را مقتول و حاجى بابا خان عم خود را متصدى امور حكومت و ايالت شاهى ، محرك افواج لشكر و سپاه گرديد . خيام دولت را از شهر بيرون و دستگاه جلالت را بسوى هامون كشيد . صالح خان نيز از كيفيت واقعه آگاهى و با لشكرى از حيز احصاء بيرون مرحله‌نورد كوه و هامون گشته ، پاى بوادى مدافعه نهاده ، بعد از تلاقى فرق از جانبين و اعلاى رايت و منجق ، از آغاز فلق بانجام شفق مبارزان دو طرف در اضطراب و قلق بودند . بعد از گير و دار بسيار آثار انكسار در