تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
مزبور فى الواقع قوانين نيرو را مخترع بودند ، همگى باعانت و استظهار ابو الفتح خان برخاسته ، بانواع تجمل و اقسام خواسته و لشكرهاى آراسته پاى بميدان جنگ و عنان بعرصهء نام و ننگ گشوده ، صحراى محلى مشهور بقميز مجمع البحرين آن دو ديار خونريز و آن ساحت دلاويز موضع تعيين ميدان ستيز و مكان سرافشانى تيغ بران و خنجر تيز شد ، ناى تندر نعره در خروش و آواز خم هفت‌جوش پرده در گوش ، فغان گير و دار شيران پلنگينه‌پوش آفت عقل و هوش و زهر شمشير در كام يلان دلير شيرين‌تر از نوش گشت و موج خون از فوق چرخ‌آبگون و طومان دم از اوج اين طاق هفت خم درگذشت ، پرچم رايات عالى جناب پرده بر روى آفتاب و سرادقات زرين ( نقاب ) بر رخسار تراب بست و ضرب عمودهاى گردان از صدمت گرزهاى پردلان ترك فلك و تارك هندوى چرخ را برشكست ،
اندر آن ساعت كه از توپ جهان آشوب جنگ * وندر آن دم كز تفنگ دهرسوز كارزار زد تتق اندر هواى معركه نيلى دخان * شقه بست اندر زمن دشت كين مشكين بخار گشت از آن پردهء نيلى هوا همرنگ قير * گشت از اين شقهء مشكين زمين همگون قار زان فروباريد بر ميدان كين سوزنده برق * زين فروپاشيد بر دشت وغا سوزان شرار ريخت آن سوزنده برق اخگر بخاشاك توان * ريخت اين سوزان شرار آتش بكالاى قرار هردم آمد در فغان و هرزمان شد در خروش * كوس جنگ از پشت پيلان همچو رعد از كوهسار داور لشكرشكن دشمن‌كش جمشيد وش * بر سمند برق مانند صبا سرعت‌سوار تيغ‌زن چون مهر خاور هم ز پيش و هم ز پس * حمله‌ور چون شير نر هم بر يمين و هم بر يسار