تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
دلاوران شهاب سنان زند و هزبران مجره كمان فيروزمند از ركاب ظفر پيوند قهرمان عدوگير خصم‌بند چون نهنگان درياكش در آن لجهء سركش و درياى آتش غوطه‌ور و از آتش شمشير و شعلهء برق اثير خرمن - سوز خشك و تر ، مانند شيران و هزبران بر آن ثعالب و شان ارانب سير بصدمات كوه‌فرسا حمله‌ور و آن گروه بىپا و سر از صدمات گرز خاراشكن و سنان‌گذر متكلم بكلمهء « اين المفر ؟ » و در وادى هزيمت پى سپر گشته ، گروهى انبوه در خاك هلاك بعزلت‌خانهء مغاك مسكن و مقر نمودند . مختصر سخن : از دستبرد دليران زند و پايدارى آن شيران عدوبند شكستى عظيم بر قوايم لشكر ابو الفتح خان رسيد ، نام او برعكس نتيجه بخشيد و بپاى اضطراب و اضطرار عنان‌گشاى بيداى فرار و راه‌نورد فيافى ادبار و در نارين قلعهء اصفهان مشهور بقلعهء تبره متحصن شد . مواكب نصرة كواكب باتفاق على مردان خان وارد دار السلطنهء مزبور و از صدمات خمپاره و آتش‌ريزى توپ دوزخ شراره بيك دو روز نارين قلعهء مذكور مفتوح و ابو الفتح خان از قلعه بيرون آمده از جملهء متابعان شده .

در بيان معاهده خديو خسرو نشان با ابو الفتح خان و على مردان خان و استقرار سلطنت بر اسمعيل ميرزا صفوى و رزم خديو نامدار

خسرو مشكين‌تاج سيمين تخت ، يعنى قلم فيروزبخت ، بدين نسق مربع‌نشين اورنگ ورق و بطريق صدق و حق بمفتاح فصاحت فاتح ابواب داستانهاى مغلق مىگردد كه : بعد از تسخير و تصرف اصفهان داور شاه نشان با على مردان خان در بزم كنكاش و محفل سور نشسته ، قرار دادند كه يكى از دخترزادگان سلطان سعيد شهيد شاه سلطان حسين صفوى را بر مسند سلطنت نشانيده و خدمت او را به جهت صلاح عباد بر خود لازم گردانند . سه امير كبير برسم اخوت طريق سلوك مسلوك داشته ، على مردان خان در موكب شاهى متوجه تمشيت امور رعيت و سپاهى و بوكالت و نيابت شاه انجام مهام نمايد