بجانب آقا محمد خان عرض نموده بودند از چارهء آن عاجز آمده ، متحير ماندند . بعد از وصول اين خبر بكرمان و اطلاع سركار آقا محمد خان فورا محمد ولى خان قاجار را با هزار و پانصد سوار جرار تعيين و روانهء بم نموده ، كه آن جناب را آورده باشد . مشار اليه حسب المقرر روانهء بم گرديد . آن جناب را مقيد و محبوس در سنگر خارج شهر كرمان در حالتى كه اين فرد را متذكر بودند :
ما نداريم از قضاى حق گله * عار نايد شير را از سلسله
آورده ، از آنجا كه جوهر ذاتى او كالشمس فى رابعة النهار بود در نظر اولو الابصار هويدا و آشكار و سكان بلاد و امصار را به آن حضرت ارادتى خاص بىاختيار بود . امناى دولت آقا محمد خان مصلحت وقت را در آن يافتند كه بدون قصورى در اعضاء بهيئت صحيح او را بهمراه اردو بطهران برده باشند . بناء عليه ديدهء جهانبين او را از حليهء بصر عارى و بفاصلهء چند روز بصوب طهران روانه ساختند و بعد از روانه ساختن آن حضرت و انهدام قلعهء كرمان و قتل اهالى آن سامان كه ابتداى قوس و مبداء اشتداد برودت هوا بود در اواخر شهر ربيع الاخر اردوى آقا محمد خان بصوب شيراز نهضت يافته ، مدت سه ماه در بلدهء مزبور اردوى او متوقف بود .
بيان حادثه قتل آن حضت باغواى حاجى مردود بدسرشت
در هنگام توقف در بلدهء مزبور صورت رجحان عدم و وجود آن حضرت باغواى حاجى يزيد فطرت ابليس سيرت در مرآت خاطر آقا محمد خان عكسپذير گشته ، بعهدهء ميرزا محمد خان قاجار حاكم طهران مقرر داشت كه : آن حضرت را مقتول سازد . حسب المقرر معمول و در بقعهء امامزاده زيد مدفونش ساختند .
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
. العهدة على الراوى ، آنچه مشهورست آنست كه : نعش آن حضرت را نهانى نقل بنجف اشرف نمودند .
ساقى دوران از اينها پر كند * پر كند خالى و خالى پر كند