تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
و متعلقان او را در هرسامان كه بودند مأمورين باتمام كارشان پرداخته و با وجود كمال استعداد و تسلط يك نفر از ايشان نتوانستند كه دست از پا خطا نمايند . بعد از آنكه خبر گرفتارى همگى و برطرفى بعضى از ايشان بامناى دولت قاجار رسيد حاجى مردود را مورد سخط و سياست نموده : بعد از عتاب بسيار چشم صورت او را مانند ديده معنى كور و سزاى كافر نعمتى را به چشم خود معاين و مشهود ديد و در قريه‌اى از قراء طهران او را مكان داده و بگذشتن اندك زمانى او را از قيد حيات و خلق را از فتنه و فساد آن فراغت بخشيدند . بيت
از مكافات عمل غافل مشو * گندم از گندم برويد جو ز جو
عبد الرحيم خان برادر او را كه حاكم اصفهان بود و حسينعلى خان ولد آن بعد از اخذ اموال ايشان را نيز نابينا ساخته ، بنان شب محتاج ساختند و ميرزا محمد خان پسر او را كه در شيراز مبسوط اليد بود نيز مانند پدر ديدهء بيناى او را نابينا نموده باندك روزى به پدر ملحق ساختند و محمد على خان برادر ديگر او را كه در طهران بود نيز بنهج ساير با او معمل داشتند ، ع :
« كه تا بنا شد ز ديگران رشكش
و آقا اسد الله ولد ديگر او را كه در بروجرد حاكم بود هم چشمى با پدر و اعمام او را بخشيدند و محمد حسين خان برادرش كه در كوه گيلويه حاكم بود على خان آقاى قاجار او را كشته ، آقا محمد زمان برادر ديگرش را كه باتفاق ربيع خان مرودشتى حسينقلى خان برادرزاده جناب آقا محمد خان در حينى كه بناى طغيان با حضرت سلطان گذاشته ، از شيراز رايت استبداد بصوب اصفهان برافراخت او را كور ساخته و از جماعت ايلات كليائى كسانى كه با آن مردود متحد و در مخالفت با اين دودمان موافق بودند از جمله على همت خان كليائى بود كه بحسب ايل و طايفه و دولت از ساير ايلات پيش و بعزت و اعتبار از همه بيش بود ولدان او را امر نموده كه سرهاى ايشان را در دامان پدر گذارده ، ديدگان ايشان را از حيلهء بصر