تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
ورود جهانگير خان مماشاتى مىنمودند .

بيان وقايع جانگزاى گرفتارى حضرت جهانبان و حادثه عماى آن حضرت

روز چهارم چهارشنبهء پنجم شهر ربيع الثانى هزار و بيست و نه هجرى كه از مراجعت او اثرى بظهور نرسيده در گرفتارى او يقين كرده و خيانت با آن حضرت را راه نجات جهانگير خان فرض كرده ، بهيئت مجموعى متوجه جانب آن جناب گرديدند . معدودى از ايلات و اقوام كه در ركاب بودند اين معنى را تفرس نموده ، بعرض رسانيدند كه : از آنجا كه « التقدير يضحك على التدبير » بر جاى خودست جز فرار چاره نيست . اين معنى مقبول طبعش نيفتاده ، متعرض سخنان ايشان نگشته ، آنها فرار را بر قرار اختيار نموده ، سيستانيان مكنون ضمير خود را بروز داده ، اطراف آن حضرت را احاطه نموده ، ارادهء خيانت نمودند . آن جناب با تن تنها و تيغ آخته بجانب آن قوم حق ناشناس تاخته و چند نفر را زخمى كرده ، سلك جمعيت ايشان را متفرق و خود را بمركب رسانيده ، خواست كه بر مركب سوار شود . روباه فطرتى از آن گروه شقاوت سير مركب آن جناب را پى نموده ، بسر در غلطيده ، از پا درآمد . حضرت بىهمال از مشاهدهء اين حال مانند شير خشمناك بر آن گروه ناپاك حمله‌ور گرديده و چند نفر از ايشان را زخمى نموده ، چون جمعيت و استعداد ايشان كامل بود از اطراف هجوم‌آور شده ، دو زخم شمشير بر سر و دست راست آن حضرت زده ، او را دستگير نمودند . نظم
پريشان جمعى و جمعى پريشان * گرفتار قومى و قومى عجايب
بعد حقيقت را بآقا محمد خان عرض نموده ، بكرمان آدم روانه ساختند . بفاصلهء يك روز جهانگير خان وارد گشته ، از وقوع اين واقعه جماعت سيستانى كلا نادم و پشيمان شده ، ليكن بجهة اينكه چنين خيانتى از ايشان نسبت به آن حضرت سر زده بود و حقيقت را هم فورا