قطان و تمامى اهل كرمان مال امر خود را ناپايدار و عزم آقا محمد خان را در تسخير قلعه ثابت و برقرار مىديدند و كار بر ايشان تنگ و ما بين آرام و ايشان هزار فرسنگ مىبود بفكر تدبير كار خود افتاده ، نجفقلى خان خراسانى كه از سكنهء كرمان و معتمد حضرت جهانبان بود با پانصد نفر باستحفاظ قلعهء ارگ كه يك سمت آن بخارج شهر اتصال داشت مأمور بود ، در جزو از اندرون با سپاه بيرون همداستان شده ، عصر روز جمعهء بيست و نهم ماه ربيع الاول سنهء 1209 از همان سمت ارگ قلعه را به تصرف داده ، مساوى ده دوازده هزار نفر سوار و پياده داخل شهر شدند . سوى بروجى كه به تصرف ملتزمان ركاب حضرت جهانبان مىبود تمامى بروج را متصرف شده ، آن حضرت باوجود اين قسم كه اتفاق افتاده بود با معدودى كه در ركابش بود سعى و كوشش را به حدى نمود كه از حيز تقرير و عهدهء تحرير بيرونست ، و ليكن از آنجا كه « التقدير يضحك على التدبير » بجاى خودست شاهد مقصود جلوهنما نگشته ، ملتزمين ركاب را ازين معنى يأسى رخ نموده ، بدان جهة متفرق گرديدند .
بيان حركت موكب جهانبانى از كرمان بصوب بم
لاجرم يكهتاز معركهء دلاورى باتفاق جهانگير خان و بعضى از جماعت سيستانى و معدودى از اقوام و خواص بنى اعمام خود را بدروازهء سلطانيه رسانيده و قريب بسه ساعت بمجادله و محاربه مشغول بوده ، تا اينكه دروازه را تصرف نمودند . باوجود اينكه قبل از تسخير شهركه كار بر قلعگيان تنگ شده بود و بناى سازش گذارده بودند آقا محمد خان بتصور اين مطلب كه مبادا حضرت جهانبانى رخش عزيمت را از شهر بيرون تاخته و به طرف از اطراف عنان تاب گشته و دست تسلط او بدامان شاهد مقصود نرسد در چهار جانب شهر خندق عميق حفر نموده و محاذات هردروازه برجى متين احداث كرده و مستحفظان ساعى تعيين نموده كه سد باب خروج آن جناب را نمايند و غافل ازين معنى كه بحفر خندق و احداث برج راه پرواز