موقع بر فراز كوه ديده ، علامت رايت سفيدى در شرفات آن حصن فلك شكوه مشاهد او گرديد ، بر دخول لشكر بيگانه متيقن و بر احتراق كوكب طالع نادرى منفطن شده و لاعلاج غلامان و منسوبان خود را جمع آورده ، روى بجانب مدافعه كردند . در عرض راه يكى از غلامان ميرزا را هدف تير بلا ساخته ، تفنگى بجانب او انداخت . نصر الله ميرزا را يقين شد كه تير قدر را هدف و تيغ قضا را سپر و بجز تسليم او چارهء ديگر نيست امامقلى ميرزا و برادر او شاهرخ ميرزاى برادرزادهء خود را با خود برداشته روى به راه فرار گذاشت و در عرض راه مرو شاه جهان محمد نام افشار غلام قوشچى ميرزا كه از اعمال جهنه و مهنه عازم خدمت ميرزا بود مستقبل برخورده و حقوق نمك را فراموش كرده ، ولى نعمت خود را دستگير و امامقلى ميرزا و شاهرخ ميرزا را نيز اسير و گردن هرسه را طراز سلسلهء يك زنجير و بحضور عليشاه رسانيد .
نصر الله ميرزا و امامقلى ميرزا به حكم عليشاه نخستين بنيشتر ستم كور و بالاخره 1 سم در نهانخانهء عدم مستور گشته و بر شاهرخ ميرزا پنهان و آشكارا از بيگانه و آشنا القا كرده از خون او درگذشته ، جمع كنوز از معلوم و مرموز و مجموع خزاين از ظاهر و كامن و در جهاى جواهر و صناديق ذخاير و اسباب زرين و اثواب نگارين و اوانى سيمين و فروش رنگين و ظروف سنگين و اقسام تاج و نگين و منسوجات فرنگ و مصنوعات چين و پيرايهاى مشحون بيواقيت ثمين ، زياده از حد و حصر و تخمين ، از كلات بسركار عليشاه نقل شد . مدت سلطنت او يازده ماه امتداد يافته بالاخره ابراهيم ميرزاى برادر او كه بتمشيت امور عراق مأمور بود بر برادر عاصى گرديد . عليشاه بعزم تأديب او از خراسان لواى عز و شان نموده و در سلطانيهء خمسه تلاقى فريقين شده ، شكست بر لشكر عليشاه رسيد و بدست ابراهيم شاه اسير و مردم ديدهاش از همآغوشى شاهد بينائى محروم گرديد . ابراهيم شاه بتخت سلطنت جلوس و صاحب ناى و كوس و آوازه شوكتش گوشزد سكان روم روس و طنطنهء جلالش شورشافكن اين گنبد آبنوس
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 10
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص١٠