تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨
آنها و ترفيه حال رعايا و برايا و امنيت طرق آن و لا محول بر راى آن جنابست و در طى شرح مزبور خلعتى گرانمايه و اقسام جواهر و پيرايه ارسال داشت و بنحو مسطور امور مزبور را مفوض داشت .

در بيان انقراض دولت طايفهء افشار و انتقال بخديو جهانگير نامدار

مفصل احوال هدم قصور دولت نادر شاه افشار و كيفيت وقايع آن روزگار در اواخر تاريخ نادرى و درهء نادره مسطور و مذكور و اين ذرهء محقور بضبط وقايع اوان دولت سلسلهء عليهء زند مامور و ايراد وقايع ما قبل از سياق اين دفتر و خلاف فرمودهء اين خديو منصور و به همه جهة متابعت فرمان واجب الاذعان مطلوب و منظورست ، ليكن بجهة انتظام سررشتهء كلام و ارتباط لئالى اين درج بانظام مختصرى از تطول وقايع آن ايام را زبانزد كلك شيرين‌كلام و موجزى از مفصل آن آغاز و انجام را بىسپر خامهء خوش‌خرام و باظهار آن بدين نمط قيام و اقدام مىنمايد كه : در سال هزار و صد و شصت هجرى كه شدايد ظلم و عدوان نادرى بجميع دور و نزديك و ترك و تاجيك و اقطار مماليك رسيد سرخيلان هميشه كشيك در نيم شبى تاريك او را بقتل آورده ، بنيان دولتش را منهدم كردند . عليقلى خان برادر زادهء آن‌كه در آن اوان بسردارى زابلستان قيام داشت با عم خود آغاز مخالفت گذاشته ، رايت طغيان افراشته ، با لشكرهاى زابل و سيستان و هرات و ايماقات هزاره‌جات عازم پيكار و مستعد كارزار عم گرديده تا بمنازل جام و لنگر رسيده بود كه از واقعهء عم و كيف‌وكم آگاه شد . با قدم سرعت در گاه و بيگاه مرحله‌نورد راه و آن راه دراز را بر خود كوتاه ساخته خويشتن را بمشهد مقدس اعلى انداخت و در ارض اقدس بساط دولت و اسباب سلطنت ممهد گردانيده ، خود را بشاهى منصوب و درم و دينار بنام او مضروب و باعث نواير فتنه و آشوب و بالسنهء بد و خوب بعلى شاه منسوب و بسبب فضل بذل اطباع اتباع را مرغوب گشت . نصر الله ميرزا و ساير اولاد
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 8 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى