در بيان نسب و حسب خديو گردون قبب و ذكر شرذمهاى از حالات آن خسرو نامدار
بر شناسندگان جواهر كلام و خريداران كالاى پربهاى اين دفتر فرخنده انجام مخفى نماند كه ايناق خان و بوداق خان دو برادر بودند كه در ميان طايفهء زند بر ساير آن قوم فيروزمند شرف سرورى و مرتبهء برترى داشتند . ايناق خان برادر مهتر را دو پسر بود : جناب محمد كريم خان فرزند ارجمند و محمد صادق خان پسر كهتر ، كه دو اختر بودند از برج سعادت و دو گوهر از درج شرافت ، آثار عظمت و جلال از ناصيهء حالشان ظاهر و انوار دولت و اقبال از روى منيرشان باهر ، در مبادى حال آثار انوار آفتاب عدالت و ضعيفپرورى از افق ضميرشان طالع و در آغاز دولت پرتو مرحمت و عدالتگسترى از چراغ عالمافروز خاطر خطيرشان لامع و آتش شمشير جهانگيرشان دشمنسوز و شمع پرنور رحمت دوستپذيرشان گيتىافروز ، اگرچه ابناى سلسلهء زند همگى صاحب شمشير و افراد آن فرقهء سعادت پيوند جمله پردل و دلير بودند ، ليكن از صدمهء تيغ بىدريغ جناب محمد كريم خان قرين انديشه و بيم و همواره بر كمند عدوبندشان سر تسليم داشتند . چون در سال هزار و صد و شصت هجرى ، به نحوى كه در تاريخ نادرى مفصلست ، نيز دولت نادر شاه بسرحد افول و غروب رسيد و چراغ شوكتش از تندباد قضا و قدر منطقى گرديد ، در الكاى خراسان عليشاه اسباب سلطنت فرو چيده ، ابناى سلسلهء جليله زند در ظل رايت آن دو برادر سعادتمند اجتماع كرده روى نياز به خدمت آن سرور و سرافراز آورده ، استدعا نمودند كه ايشان را در ظن حمايت و سايهء عاطفت جاى داده ، عنان توجه بجانب الكاى عراق گشاده ، در موطن پيشين و اماكن ديرين در پناه نخل برومند و ظن دوحه سربلند آن دو برادر ارجمند سايهنشين و يك چند بفراغ بال و رفاه حال آسايش گزين باشند .
آن دو برادر كامگار نامدار مقيد بدولت عليشاه و مشوش از آن همه