مزبور بسته ، از راه غير معمول روانهء دار الملك طهران نمود . چون وكلاى آن سركار از شكست قشون مستحضر گرديدند هفت هزار نفر سوار جرار ابو ابجمع جانمحمد خان و رضا قلى خان دولو قاجار يوخارى باش ساخته ، امر فرمودند كه از راه هراه و مروست و ارسنجان پيمايندهء مسلك مقصود گردند . چون محصلين نواب جهانبانى بجهة وصول و ايصال حقوق ديوانى به همه جهات الكاى فارس متفرق مىبودند از آمدن سرداران مزبور مطلع گرديده ، معروض راى مرحمتپرور گردانيدند . بعد از آنكه خبر مزبور در اردوى سپهر آثار انتشار يافت سركردگان سپاه جلادت دستگاه چنگال شاهباز عزم را باصطياد طايران ارواح ايشان تيزچنگ و بهيئت مجموعى شرفياب حضور خديو با فرهنگ گرديده ، بعرض رسانيدند كه : ما را مرخص فرمايند كه بشيراز نارسيده سر راه آنها را گيريم و باتمام كارشان بپردازيم .
نواب سپهر ركاب فرمودند كه : چنانچه مرتكب اين فعل گرديد دور و نزديك حمل بر عجز و انكسار ما خواهند نمود . به حمد الله و المنه سد ممالك خاطر جلادت مظاهر ما را در فساد آن قوم يأجوج نهاد قصورى و بوستان جلالت تخمير را از خزان طعن سنان دشمنان فتورى نيست . ان شاء الله الرحمن بعد از ورود آنها بقلعه بتدمير و تدبيرشان خواهيم پرداخت . القصه : سرداران مزبور از طريق مقرر وارد شهر و استظهار قلعگيان برپذيرفت خود ديدند . مصطفى خان و حاجى كپك بعد از رسيدن كمك قشونهاى برهنهء خود را كه از دم شمشير برق نظير شيران ژيان دلير گريخته بودند مجددا تدارك ديده ، علاوهء سپاه جان محمد خان و رضا قلى خان گردانيده ، در نهايت استعداد در ميان قلعه و حصار آرميدند . چون يك روز از ورود سرداران گذشت و استحمام و استرواح كلى بجهة ايشان حاصل گشت هنگام صبح روز سيم كه خسرو فلك چهارم از خطوط شعاعى پنجهء قلعهگيرى را شكفته ، شش جهة حصن حصين عالم را فروگرفت شهريار هفت كشور كه در روز جنگ از براى نام و ننگ پنجهدرپنجهء پلنگ و كامدركام نهنگ نهادى پا در ركاب
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 362
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص٣٦٢