تَشاءُ »
موشح بود برقم
« تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ
و تنزل من تشاء » مرقوم نموده و نير اقبالش قرين احتراق و ماه جلالش در محاق افتاد و تركيب كاخ عظمتش از تندباد اجل افتراق يافته و آفتاب جهانتاب خاقان مغفور از افق دولت طالع و انوار عاطفتش بر عرصهء اصفهان لامع گرديد حاجى مزبور را در سلك ملازمان ركاب منسلك فرمودند . بعد از شكست احمد خان افغان آن حضرت محرك خانوار فارسى و شيرازى از دار السلطنهء مذكور گرديده ، دار الملك شيراز را مطلع مهچهء رايت ظفر طراز ساختند . چون جناب ميرزا محمد كلانتر سابق الكاى فارس نوهزادهء مرحوم مير سيد شريف علامه فى الحقيقه بزيور كمالات صورى و معنوى آراسته و قامت قابليتش بحليهء گرانبهاى مردى و مردمى پيراسته ، مشار اليه نيز حسب الامر على مراد خان با خانه و كوچ مأمور توقف اصفهان ، در سلك مستوفيان ديوان او منسلك مىبود در هنگام حركت موكب همايون به علت كثرت عيال و اطفال ارسال اصفهان را در قوهء خود نديد رفتن بجانب وطن مألوف را موقوف و عنان ادهم عزم را از همراهى مواكب جلال معطوف نمود . چون حاجى مزبور در ايام دولت خاقان گيتىستان من جملهء محرران ميرزا محمد مشار اليه و سررشتهاى از داد و ستد ولايت فارس بهم رسانيده بود بنابرآن خاقان مغفور شغل خطير كلانترى الكاى فارس و منصب جليل شهردارى آن ملك فردوس اساس و تمشيت مهام جمهور ناس را به آن نسناس بدكيش كه قابليت كلانترى خانهء خويش را نداشت مرجوع و مواد استعداد دولت عليهء زند را باندك غفلتى مقلوع فرمودند . نواب جهانبانى بعد از وفات پدر والاگهر نظر بصلاح وقت شغل مزبور را كماكان به او درگذاشته و در آن اوان نيز ميرزا محمد حسين وزير ديوان اعلى كه عمدهء اعمدهء سرادق دولت و ركن ركين كاخ شوكت بود محرم بيت الله الحرام و زيارت عتبات عرش درجات ائمه عليهم السلام گرديدند حاجى مزبور در غياب نواب معظم اليه اقتدار كلى بهم رسانيد . رتق و فتق امور رعيت و سپاهى در حيطهء اختيار او