تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
ايوان فلك مشرف و كنگرهء كاخ عظمتش با كنگرهء چرخ متألف . حاتم و معن را در پيش گدايان درش دست در يوزه دراز و فضل و جعفر را بر آستان در يوزه‌گران آستانش سر نياز . وقتى كه چرخ فتنه‌جو كج روى آغاز و سپهر سفله‌خو قانون مخالفت‌ساز نمايد از مشتى خاك چه برمىآيد ؟ . عنان اختيار مملكتى كه پايتخت دولت و مقر جلالت باندك غفلتى بدست حرامزادهء لولى حسب يهودى نسبى مىدهند كه با ولى نعمت خود اين‌گونه رفتار نمايد . بيان اعتبار اين حادثهء كبرى و سنوح اين سانحهء عظمى اينست كه : حاجى ابراهيم شيرازى ولد حاجى هاشم يهودى الاصل جديد الاسلام كه در عهد دولت خاقان گيتىستان وكيل در ميان امثال و اقران ذليل و مشغول پاكارى محله‌اى از محلات حيدرى خانهء شيراز و در ايام تسلط نواب غفران مآب بيگلر بيگى نظر بصدور بعضى خدمات جزوى كدخدائى كل حيدرى خانه به او تعلق يافته و به آن جهت بر ساير امثال و اقران تفوق بهم رسانيد . بعد از آنكه على مراد خان زند به نحوى كه مورخ تاريخ چگونگى آن را مدون و بذكر آن پرداخت قلعهء شيراز را مسخر و دست شوكتش بنيادكن معمورهء آن بوم و برگرديد بعضى اشرار آن كشور و فسادپيشگان از صلاح بىخبر را كه وجود نابودشان مضر ملك و ديار و دولت موجودشان شورانگيز روزگار بود بخروج از قلعهء شيراز فرمان داد ، از آن جمله حاجى يهودى طينت نمرود طبيعت را نظر بشرارت ذاتى و خباثت جبلى كه در آب و گلش مخمر بود هم سلك ساير مخرجين و با كوچ و خانه و برادران ديوانه‌اش مأمور بدار السلطنهء اصفهان نموده ، در مدت حيات على مراد خان چون سال‌خورده‌اى پرده‌نشين جلباب خفا و خلوت گزين پردهء اختفا مىبود ، ليكن عوراتش به عادت ديرينه رسوم ايام شنبه را پيشه ساخته و چادر عصمت را از سرانداخته ، علم بىعفتى را بر فراز بام خانهء آن نمرود برافراختند و غريو كوس بىناموسى را بفلك آبنوس و آواز طبل بىعصمتى را بذروهء چرخ سندروس