خديو آفاق جمع گرديدند . در آن وقت كه خارج شهر مطار عقابان زرينبال و مسير اعلام ظفرپرور و آشيان هماى فرخنده سير رايات نصرة همسر بود بعرض رسيد كه : موكب جلال آقا محمد خان از چمن گندمان بجانب دار الملك طهران نهضت و بسوى مقر دولت رجعت نموده ، آن حضرت را غنچهء تسخير مملكت كرمان از شاخسار خاطر شكفته ، سفر عراق را مبدل بيساق كرمان نموده ، عنان اشهب عزيمت را بدان جانب مصروف داشتند . در هنگامى كه موكب عظمت مشرف بر حركت بود رضا قلى خان قاجار برادر جناب آقا محمد خان از دولت برادر روگردان و دست توسل بدامان مرحمت و سرپنجهء تشبث بذيل مروت و حميت اين داور دارا شكوه زده ، روى اميد بسوى آن درگاه كه پناه عرب و عجم و ملجاء ترك و ديلمست نهاده ، در سفر مزبور بشرف همراهى موكب منصور تباهى يافته . القصه چون نواحى كرمان معسكر كواكب حشر را مقر و حوالى آنكشور روحپرور مضرب خيام غازيان جلالت اثر و محل نزول خيول داراى جم چاكر گرديد اعزه و اعيان قراء و امصار و كلانتران و كدخدايان اطراف و اقطار آن ملك جنت آثار از غايت اشتياق باكتحال غبار سهم سمند گردون مانند از هرطرف و هرسوى از خانه و كوى بيرون شتافته و فيض زيارت آستان سعادت پاسبان دريافته ، پير و برنا بندهآساى با روى نياز بجهة ساى ساحت عبوديت و بندگى و ماشى طريق خدمت و سرافكندگى گرديدند . همگى مورد انواع عنايت داراى خورشيد رايت شدند . ليكن اهل قلعهء كرمان بسبب بعضى خيالات باطل و انديشهاى لاطايل ابواب شهر را مانند درهاى بخت و سعادت بر روى خود بسته ، تكيهبند به ديوار حصار نهاده ، باعلان كلمهء عصيان مبادرت جستند . نواب جهانبانى سپاه نصرة مبانى را بمحاصرهء قلعگيان مأمور و راه عبور و مرور را به روى حصاريان مسدود فرمودند . اهالى كرمان چون غازيان نصرة همعنان را در امر محاصره و سد معابر ساعى ديدند شيخ الاسلام و قاضى شهر را بركاب نواب فيروزى مآب
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 326
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص٣٢٦