تا اوان توقف موكب جلالشان به دو ماه هلالى كشيد ، ديدهء آرزويشان روى شاهد مطلب نديد و دست آمالشان بدامن آن امر خطير نرسيد . چون مقصودشان بحصول نپيوست و كمند عزمشان از تسخير آن قلعه كوتاه گشت و كعبتين مرادشان بدنقشى آغاز و درى بر چهرهء خاطرشان باز نشد ، مراجعت بطهران نمودند .
ذكر سال فرخنده فال ايتئيل خجسته تحويل سنه 1204
بهشت گشت ز اردىبهشت و فروردين * ز لطف روى هوا و ز سبزه روى زمين
زمين ز سبزهء تر چون صحيفهء گردون * چمن ز شاخ سمن چون طويلهء پروين
نديم و مطرب مستان ز بلبل و قمرى * بساط و بستر مستان ز نرگس و نسرين
براغ آهو و سبزه چو عاشق و معشوق * بباغ بلبل و گلبن چو خسرو و شيرين
سرير سبز چمن شد شكوفه را بستر * كنار برگ سمن شد بنفشه را بالين
يوم چهارشنبهء شهر رجب المرجب مينونشان حمل از فروجود شهريار اقليم خاور و مربعنشين اريكهء سپهر اخضر اعنى مهر انور زيب و زينت و رونق بزم كيسخرو گرفت . گلهاى آذارى و سبزههاى طرب چهرهء دلبرى از تتق خفا و جلباب اختفا آشكار ساختند . فراش باد بهارى خيمهء ابر را به فضاى هامون برافراخت . مشاطگان صنع حضرت قادر ذو المنن رخسار زيباى نوعروسان چمن و چهرهء دلاراى شاهدان گلشن اعنى سورى و سمن را بغازهء صنعت و گلگونهء قدرت بياراستند :
صباغ بهار بامر مولده گردن و گوش پرىرخان گلزار و برودوش خوبرويان جويبار را بزيورهاى شكوفه و ازهار زينت فرموده و خياط ربيع قامت نازك نهالان عذراعذار و رعناقدان شيرين رخسار صنوبر و سرو آزاد را بحلهء سبزرنگ دلارا و ثياب زمرد فام خضرا