آرايش نمود . در عشرت خانهء گلشن اقداح راح ريحانى و كأس صهباى ارغوانى شقايق و لاله از دست ساقيان مشكين كلالهء ناميه بدور افتاد و خنياگران بلبل و هزار و مغنيان چكاوك و سار در محافل گلزار بنغمات دلكش شورانگيز دلهاى عشاق جگرسوز و بنواى مسرتاندوز رونق بازار باربد و نكيسا را شكستند . سپهكش اردىبهشت بعزم تسخير دار الامان گلشن و تصرف مملكت چمن برابرش گردون خرام نسيم بهارى عنانآرا و علمدار قواى ناميه اعلام ميمنت فرجام نرگس و سنبل را در عرصهء كوه و كمر شقهگشا و نوبت زن ابر بهارى بر پشت قلل جبال غريو كوس رعدآذارى را بنام نامى خديو فروردين بلندآوا و زنبوركچيان سحاب خردادى در موكب شهريار ربيع از كوههء بختيان كوهسار بانداختن زنبورك برق پنبه در گوش سكان ممالك غرب و شرق كردند . بزم نوروزى در عمارات مباركات شيراز انعقاد يافته ، جيب و كنار سران سپاه و خاصان درگاه آسمان جاه از گلهاى بىخار درم و دينار چون جيب و دامن تماشائيان گلزار گرانبار و سرير اعتبارشان مانند باغ رياحين و اشجار زيب اندوز ثياب مشجر بوتهدار گرديد . چون مدت دو ماه از نوروز فيروز گذشت بعرض خديو جم مرتبت رسيد كه : موكب جلال جناب آقا محمد خان وارد چمن گندمان و عزيمت توجه بجانب الكاى فارس را تصميم خاطر ساختهاند . حضرت سكندر حشمت سفر عراق را پيشنهاد خاطر و استقبال موكب او را قرارداد خاطر انور فرمودند . باحضار عساكر نصرة مآثر و اجتماع جنود فيروزى ذخاير فرمان دادند و امر قضا نمون بعهدهء كارگزاران دولت ابد مقرون بعز نفاذ مشحون شد كه : خيام همايون و سراپردههاى سپهرنمون را به فضاى هامون بر پا و همدوش چرخ و الا نمايند و خود بدولت و اقبال در ساعتى قرين سعادت و طالعى خالى از شوايب نحوست به ظاهر شهر نقل مكان فرمودند . در اندك زمانى سرخيلان و سركردگان سپاه بجمعيت و اتفاق در كمال آراستگى اسباب و انتظام يراق باستان سپهر رواق
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 325
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص٣٢٥