تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
كاشان گرديدند . دو يوم بعد از حركت سردار حضرت معدلت‌مدار در طالعى قرين سعادت باغ سعادت‌آباد را از قدوم معدلت بنياد نمونهء ارم ذات المعاد
« الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ »
ساخت . سايهء عاطفت و ظل مرحمت بر سر ستمديدگان آنولايت انداختند . فراش عدلشان غبار ملال از ساحت خاطرهاى پريشان پرداخت و سكندر باس و هيبتش سكنهء آن مرزوبوم را از شر يأجوج فتن بسد سديد مروت ايمن ساخت . چون اين اخبار وحشت آثار در بلدهء طهران مسموع سمع امناى دولت و وكلاى حضرت آقا محمد خان گرديد از تندباد خبر مزبور نخل خاطرشان بر يك‌دگر لرزيد و مرغ دل ايشان از وقوع اين حادثه در سينه طپيدن گرفت و بدون تأمل با لشكرى جرار و سپاهى خون خوار خنجرگزار عزيمت دار السلطنهء اصفهان را تصميم خاطر نمودند . چون مقدمات حركت و نهضت جناب آقا محمد خان مسموع سمع داراى فريدون سير گرديد سران سپاه و خاصان درگاه را در مجلس شورطلب داشتند و پرده از روى شاهد مطلب برداشتند و در خصوص جنگ و پيكار آن فسادانديشان مصلحت خواستند . آنان صلاح را در جنك و فلاح را در درنك نديدند . حضرت جم رتبت چون از گلستان پرخار خاطرشان رنگ و بوى صدق و صفا و از گلشن ضميرشان جز خس و خار نقض عهد وفا ملاحظه نفرمودند پس بناچار از دار السلطنه مزبور اعلاى الويهء شوكت و اقتدار ، بجانب دار الملك شيراز مراجعت فرمودند . وكلاى جناب آقا محمد خان چون خانه را خالى از مخل و تهى از بهادران قوىدل و كام خويشتن را حاصل ديدند توسن تركتازى را بسوى شهر عنان‌گشا ساختند و چند يوم در دار السلطنه توقف نموده ، بجانب طهران و دار الملك خويش لواى عظمت برافراختند .

در بيان مأمور شدن نواب جهانبانى بجانب بندر علويه و وفات خاقان مغفور و جلوس صيد مراد خان در فارس

اول فصل شباط كه فراشان قضا و قدر بساط انبساط سبزهء تر