در بيان حركت موكب ظفر شعار بعزم اصفهان و هزيمت عليقلى خان قاجار بجانب كاشان
چون كيفيت مراجعت آقا محمد خان از مشهد ام النبى بجانب الكاى عراق بعرض حجاب بارگاه گردون رواق خديو آفاق رسيد و صيد بدام آمده را از بند جسته ديدند چنگال عقاب همتش را در اضطرار تيز و پيشخانهكشان اردوى نصرةستيز را امر و مقرر كردند كه بارگاه سپهر دستگاه و سرادق آسمان جاه را در خارج دار الملك پردهپوش رخسار مهر و ماه سازند . روز ديگر شاهباز زرينبال الويهء جلال بطريق استعجال از دنبال مرغ از دام جسته در پرواز و سر طوق اعلام ظفر فرجام با قبهء افلاك دمساز گرديد . جناب عليقلى خان از حركت آن سيل سركش و استعجال آن درياى آتش مخبر و موازى يك هزار نفر سوار و پياده بجهة محافظت قلعه تعيين و روانه و خود از عمارات مباركات شاهى بباغ سعادتآباد نزول اجلال نمودند . حضرت گيتىپناهى در ورود بقريهء اسفر جان قدرى سوار بسركردگى محمد خان زند بر سر قلعهء قمشه مأمور فرمودند . از آنطرف غازيان از حصار پاى جلادت بيرون نهادند و ابواب مجادله گشادند .
عاقبت خاشاك وجود آن لشكر تاب لطمات آن بحر پهناور و تلاطم آن درياى تيغ و خنجر را نياورده ، شيرازهء جمعيتش كلى اوراق و بسيارى ازيشان از آتشافشانى برق شمشير دلاوران عدوگير قرين احتراق و بقية السيف گرفتار كمند بهادران فيروزى اتفاق گرديدند . مختصر كلام :
از يك هزار سوار و پياده بجز سه چهار نفر كه زورق وجودشان از آن گرداب هايل نجات حاصل نموده ، بجانب دار السلطنه و اصل شدند همگى مقيد اسار گرديدند . اين شمع انجمن عدالت توابين ايشان را پروانهء آزادى و سران و سركردگان آنها را مأمور بدار الملك شيراز فرمودند . جناب عليقلى خان چون احوال را بدان منوال مشاهده و تكاور تطاول چرخ را با بخت خويش در معارضه ديدند و از جانب برادر نيز ماذون بمحاربه نبودند لاعلاج و ناچار مرحلهپيماى طريق دار المؤمنين