تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
باب شمشير تدمير منقطع و در چين گوران دشت بعزم يورش رشت نزول اجلال نمودند . بعد از ورود بچمن مزبور معروض راى او ساختند كه : اسمعيل خان مجددا جمعيتى موفور و سپاهى نامحصور جمع ساخته ، در عرصهء آن ولايت لواى فتن و فتور و الويهء شر و شور برافراخته است . جناب آقا محمد خان باستماع اين خبر عليقلى خان را با فوجى كثير از بهادران دلير و توپهاى قلعه‌گير و خمپاره هاى رعد نظير بدفع مادهء استعداد مشار اليه و انهدام بنيان قلعجات سمت عراق مأمور و على خان حكام خمسه را نيز در موكبش روان ساخته ، جناب عليقلى خان وقتى آن ساحت را محل نزول خيول جلادت شمول نمودند كه خسرو خان دست سبقت گشوده ، طريق نقض عهد را با اسمعيل خان بپاى استعجال پيموده ، در محال سربند موكبش را استقبال و بنواير اخداع و مكيدت خرمن‌سوز قيل و قال مشار اليه و مراجعت بصوب اردلان نموده بود . پس جناب سردار بنحو مقرر بضرب توپ قلعه‌كوب و خمپاره‌هاى دوزخ شرر جهان‌آشوب بتخريب و انهدام قلاع متين و حصون حصين آن سرزمين پرداخته و جميع اعزه و اعيان آن صفحه را كه دم از دولت‌خواهى سلسلهء عليهء زنديه مىزدند قرين هزار گونه مذلت و خوارى و در گوشهء گمنامى و زاويهء ناكامى منزول و متوارى ساخته ، اسمعيل خان كرت ديگر اجتماع سپاه و لشكر نموده ، ابواب جنگ و جدال با سردار مزبور گشاده ، امرى از پيش برده ، طريق لرستان را پيمود . چون هنگام زمستان و اوان برودت جهان گرديد و سپهدار نسيم آذار از تمشيت مهام گلزار و گلشن و انتظام امور باغ و چمن عنان عزيمت معطوف نمود سردار مزبور دست از تركتازى كشيد . پاس مراجعت ببلدهء طهران گشودند . وقايعى كه درين سال بمشيت ملك ذو الجلال روى داد از آن جمله مقتول شدن هدايت الله خان والى گيلان و مفصل اين مجمل آنست كه جناب آقا محمد خان از چمن‌گوران دشت فوجى را بهمراهى مصطفى خان دولو بر سر رشت فرستادند . مدتى مديد نواير جدال