تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
و تعرض معارض بقبض و بسط امور آن صفحه پرداخت و دست تعدى از آستين دراز و ابواب جور و بيداد بر روى ساكن و ساير و مسافر و مجاور باز و شعلهء نواير اعمالش با كرهء اثير و ذروهء چرخ پير دمساز گرديد . سوء رفتار ناهنجار او بعرض وكلاى دولت آقا محمد خان رسيد . تكسير شان و تمهيد اساس شوكتش پيشنهاد خاطر و از دار السلطنهء اصفهان محرك لشكر انجم حشر و بجانب بلدهء همدان بطريق استعجال پى سپر گرديدند . خسرو خان را بمحض استماع قوهء ماسكهء سكون از دست رفت ، سر خود گرفته ، پاى عزيمت بجانب اردلان گشاده ، در ورود بالكاى مزبور اسمعيل خان را كه در گروس مقيد و محبوس مىبود بكردستان طلب داشته ، بعد از تمهيد عهد و پيمان تدارك جزوى به او داده ، مطلق العنانش ساخت . مشار اليه تا ورود موكب جلالت نمود آقا محمد خان در قصبهء بروجرد و محال سيلاخور جمعيتى وافر فراهم و طريق مقاتله را با اولياى دولت آقا محمد خان عازم گرديد . جناب آقا محمد خان چون سيل خانه‌برانداز نشيب و فراز را پيموده و خود را بر سر او رسانيدند . مشار اليه خود را در جنگ ميدان با آن جناب حريف و در مطاف نبرد بارايضان جهان نورد رديف نديده ، رو از معركهء رزم برتافت و شيرازهء جمعيتش از هم ريخته ، هريك بجانب وطن و مساكن خود شتافتند . وكلاى آن سركار نظر بصلاح وقت با خسرو خان از در معارضه و پيكار درنيامده ، آن ولا را ضميمهء ولايات متصرف سركار ساخته و بشكستگى مشار اليه اكتفا ، چون تخليهء دار الملك گيلان را از يد تصرف هدايت الله خان والى آنجا منظور نظر همتشان مىبود تدمير او را مركوز خاطر جلالت مظاهر ساخته ، از قصبهء بروجرد شقه‌گشاى الويهء اقبال گشودند . نظر باينكه عليخان حاكم خمسه سوداى مخالفت آن دولت را در دماغ نخوت جا داده ، آخر الامر اندك سركشى مىنمود بجهه گوشمال او رو بجانب خمسه آورده و در ورود آن صوب هوائى كه در دماغ او گرفته بود بگرز البرز نظير تدمير و منقمع و بنيان اساس مخالفتش را
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 294 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى