وجود خود را گرفتار چهار موجهء فتور و فتن و بجهات غريق گرداب بلا و محن ديدند از همراهيش كناره گزيدند و منهاج غدر و طريق نقض عهد سپرده ، هريك راهنورد ديار خويش و حاجى مزبور با دل ريش و خاطر پرتشويش بجانب قصبهء كازرون شد .
ذكر سال فرخنده فال يونتئيل خجسته تحويل مطابق سنهء هزار و دويست هجرى
باز چون رخسار خوبان گشت طرف بوستان * باز چون گيسوى دلبر شد هوا عنبرفشان
يوم دوشنبهء شهر جمادى الاولى سنهء 1200 نوروز فيروز بمباركى و فرخندگى در رسيد . خسرو خاور و شهريار دار الملك حمل بپاى تخت سلطان باختر آمد ، يعنى مهر انور از دار السلطنهء حوت به علت تركتازى پياپى سپاه دى بجانب دار الملك حمل كه پاى تخت سلطان نافذ الفرمان ربيع و محكمهء محكمهء سپاه لاله و سمنست خراميد . مسند نشين صاحب تمكين فروردين با لشكر گران ازهار و رياحين و جنود مسعود گلهاى عنبرين از شرف ورود بهجت نمود و از آن فصل بوستان و چمن را رشك فردوس برين و غيرت نگارخانهء چين فرمود . غوغا طلبان زمستان و فسادپيشگان مهرگان كه در مخالفت سلطان ذيشان اردىبهشت با نفاقكيشان ثلوج و امطار اتفاق و با بهمن نژادان برف و باران عهد و ميثاق داشتند بامر قهار بهار و فرمان سلطان نسيم آذار به اين قلعهء گمنامى و زاويهء ناكامى مقيد و محبوس گرديدند و ديدهء گل و نرگس را كه از نوباوگان خاندان بهمن و پيوسته منظور و مفطور نظرش تهديم بناى گلزار و گلشن و عين مطلبش تفريق شيرازهء اوراق ياسمين و نسترن بود فراشان قواى ناميه به حكم خديو بهار از گزلك سه برگه از لباس بينائى عور و مهجور ساختند . خيامان قوى بازوى قوهء مولده سرادقات زنگار و خيام گلنارى سلطان گل را به فضاى هامون كشيدند و فروش ملون لاله و سنبل را در عرصهء دشت و در ساحت كوه و كمر گستردند و قهرمان ربيع بعزم تمشيت كوه كيلويهء باغ