بخار فنا و حريق نارعنا ديدند از در امان و طريق استيمان درآمده ، از قلعه بيرون و روى اميد بآستان مروت نمون آوردند . حضرت گيتىستان بنابر مرحمت جبلى آنها را امان و برفتن بصوب شيراز فرمان دادند . بعد از آن امر همايون شرف نفاذ يافت كه حاج عليقلى خان با جنود ابواب جمعى عبد الله خان در خارج شهر نصب خيام اقامت نمايد . حاجى مزبور حسب الامر خديو منصور در حريم رودخانهء مباركهء زايندهرود بار توقف گشود . عاقبت بوسوسهء شيطان نفس بدفرجام و تحريك خيالات فاسدهء خام هواى مخالفت خسرو دارا غلام را در سر گرفته ، بعضى از تفنگچيان فارسى و غازيان كازرونى را كه به علت امتداد مدت مسافرت بتنك آمده بودند با خود متفق و سر از ربقهء مطاوعت و گردن از طوق متابعت پيچيده ، پاى از حد بندگى و قدم از دايرهء سرافكندگى بيرون كشيد . هنگام شام كه سودا ظلام و سياهى ليل قيرفام كحل ديدهء اولو الابصار گرديد با متفقين و معاونين خود راهنورد جنوب فارس و مرحلهپيماى آن ملك فردوس اساس شد . سحرگاهان كه دست تقدير حى قدير پردهء نيلگون ظلمت را از چهرهء شاهد صبيح الوجه جهان گشاد و خسرو خاورى از خلوتخانهء باختر قدم بر تخت زبرجدى فلك نهاده ، دهقان قضا گل جعفرى صد برگ آفتاب را در طبق لاجوردى افق شرقى عرض داد حضرت گيتىپناهى از خلوتخانهء خاص بديوانخانهء گردون مناص جلوس فرمودند . قهرمانان كرياس بهرام اساس حركت دوشينهء حاجى نسناس را بعرض خديو حقشناس رسانيدند . نايرهء غضب قيامت لهب قهارى ملتهب و جمرات خشم و سخط جبارى مشتعل گرديده ، بمنشيان عطارد نشان مقرر شد كه احكام مطاعه بجميع حكام و ضابطان ولايت فارس نگاشتهء كلك قدر اساس گردد كه : از اطراف راه عبور آن مردود را مسدود و نگذارند كه بصوب مقصود عنان عزيمت گشايد . حكام مزبور طريق امتثال فرمان واجب الاذعان خديو بىهمال را پيموده ، سد شوارع و معابر را نمودند . چون همراهان و معاونانش زورق
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 290
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص٢٩٠