ايشان نيز تقريبا سه چهار هزار نفر تفنگچى از نائين و قهپايه و اردستان و نطنز مهيا و آماده ساختند . روى بجانب دار السلطنهء مزبور نهادند .
در بين راه خبر شكست جنود مسعود و ورود موكب سعادت نمود به آن حدود مسموع آن دو نابكار مردود گرديده ، آتش عزمشان تيزتر و به اين خيال خام و فكر بدانجام كه سهاى بىضياى وجود نابود خود را در برابر انوار آفتاب جهانتاب معدلت مآب جلوهگر سازند و صعوهء لاغر خويش را با شهباز بلندپرواز همت آن داور گردنفراز همپرواز نمايند در مسارعت و استعجال همگام شمال و دبور و بصوب دار السلطنهء مزبور اعلاى اعلام نخوت و غرور نمودند . مراتب عصيان آن طاغيان بعرض محرمان آستان كروبيان مكان رسيد و مسموع سموع قربيافتگان بارگاه ملايك پاسبان گرديد . با اينكه هنوز غازيان فيروز از كوفتگى راه پرخطر و صدمات جانكاه سفر بيرون نيامده بودند و بسيارى از جنود مسعود تا آن هنگام بار راحت در دار الامان كنف مرحمت آن برگزيدهء حضرت معبود نگشوده بودند حضرت جهان - پناهى قليلى از غازيان مجتمعه را ابواب جمع عبد الله خان كه بشرف اخوت آن جناب مشرف بود فرمودند و حاج عليقلى خان كازرونى را با مابقى تعيين و مأمور بقلع و قمع آن جمع پريشان نمودند .
در بلوك براهان تلاقى فريقين و تقارب عسكرين اتفاق افتاد . غبارگير و دار شعلهء نواير كارزار از طبقات اين نه رواق درگذشت . بهادران شيرگير باب شمشير برق نظير نقش حيات بسيارى از آن قوم را از صفحهء هستى شسته و جمعى از آن فرقهء نابكار طمعهء ثعبان سنان و لقمهء ضرغام حسام خونخوار گشت ، طريق سفر آخرت را جسته ، عاقبت آن طايفهء بىعاقبت بىآزرم منهدم و گروهى از بختبرگشتگان بقيد اسار منتظم گرديدند . از آن جمله چهارصد نفر سوار امير محمد خان بالكليه قلعهء مختصرى را پناه خودساخته ، بلوازم قلعهدارى پرداختند لشكر فتح اثر چون هاله در اطراف قمر و مانند اوراق پيرامون شجر جوانب اربعهء قلعه را تنگ فروگرفتند . آن جماعت چون خود را غريق
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 289
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص٢٨٩