تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
دار السلطنهء باختر گرديد حضرت جهان‌پناهى زياده بر آن مكث و درنگ را در ميدان جنگ مغاير ضوابط عقل و فرهنگ ديده ، عنان تاب توسن رزم و جانب دار السلطنه را از قدم فرخندهء مقدم رشك بهار عالم‌افروز فرمودند و مانند روح در كالبد آن ولايت غنودند . شكستهء سپاه فوج‌فوج و دسته‌بدسته بدرگاه فلك دستگاه مجتمع شدند . حضرت كسرى معدلت در آن مملكت فسيح المساحت بتدارك اسباب حرب و تهيهء آلات طعن و ضرب از شمشير و خنجر و نيزه و سپر و زوبين و مغفر و تفنگهاى ثعبان مثال دوزخ شرر و اسبان ديوهيكل پرىمنظر پرداخته و ابواب خزاين احسان را بمفاتيح جود و كرم و مقاليد سخا و نعم و ببذل درم و دينار جيب و كنار قواد حشم و روس خدم را غيرت باغ ارم و رشك بيت الصنم ساختند .

بيان مراجعت خديو جهان باصفهان و مجادله با محمد حسين خان و اسمعيل خان و فرار حاج عليقلى خان بفارس

علم ميمنت پرچم قلم در ميدان صفحه‌گشاى اين مطلب مىگردد كه : در هنگامى كه خديو آفاق عرصه طراز ساحت عراق بودند محمد حسين خان عرب و اسمعيل خان عرب عامرى كه در جندق توطن دارند ساحت اصفهان را خالى از مخل و تهى از وجود شيران ستبر بازوى قوىدل آهن‌گسل ، يعنى بهادران هژبر كين‌پلنك دل شرحى بامير محمد خان طبسى نگاشتهء خانهء حق‌ناشناسى نمودند . مشعر بر اينكه : اگر وكلاى آن سركار راه اين ساحات را بپاى بى مضايقگى بپيمايند اين جانبان نيز جمعيتى در آن صفحه فراهم و بجانب دار السلطنهء اصفهان عازم گرديده ، آن مملكت را تصرف و مبلغ بيست هزار تومان نقد و جنس وكلاى سركار برسم تكليف تسليم خواهيم نمود . آن ساده‌لوح خام طمع به قدر چهارصد نفر سوار بسركردگى يك نفر از اقوام خويش بمظاهرت آن فتنه‌انگيزان بدكيش روانه و