وفق مرام داراى كسرى غلام صورت انتظام و درجهء انجام يافته بود مراتب عصيان و طغيان آن خذلان نشان بانهاى منهيان بسمع محرمان آستان كروبيان مكان و بعرض حجاب بارگاه سپهرنشان رسيد و بصراحت انجاميد . حضرت گيتى پناهى چون از حقيقت امر آگاهى يافتند قلع مواد استعدادش را پيشنهاد خاطر مرحمتگستر و تخريب بناى سست بنياد استعدادش را مكنون ضمير معدلتپرور ساختند . باوجود آنكه در آن دوران سورت سرما و شدت سردى هوا بمرتبهاى بود كه شهسوار خيال را دو اسبه مرور و عبور به آن صفحات ميسور و بلند پرواز وهم و انديشه را با همه تيزپرى طيران بر آن مسالك مقدور نبود آن حضرت كه برد و حرق در نظر همتشان يكى و طى مراحل غرب و شرق در زير سم سمند باد مانندشان اندكى مىنمود متوكلا على المعبود سپاه نصرة نمود را بتدارك يساق عراق مأمور و مقرر فرمودند كه پيش خانهكشان معسكر همايون پيشخانهء مباركه را بجانب انوشيروان برده ، قباب خرگاه را با قرص آفتاب و ماه برابر نمايند . فراشان با احتشام و خيامان چابكدست كيوان مقام خيام گردون نظام را در منزل مزبور همشان ماه و هور ساختند . على الصباح چهاردهم شهر صفر المظفر كه سلطان اقليم خاور و شهريار ممالك باختر يعنى مهر انور بر سمند تيزگام چرخ اخضر و خنك خوشخرام فلك مدور برآمد حضرت جهانشاهى پاى دولت بر ركاب اشقر گيتىگشاى نهاده ، با شوكت خاقان و فغفور محرك سپاه نصرة منظور گرديدند و مهچهء رايت فتح آيت را چون مهر بر سپهر اخضر رسانيدند . لواى تندر آواى ناى زرين موكب جلالت قرين در فلك سندروس پيچيد و نعرهء روئين كوس پرده در گوش سكان روم و روس گرديد . خروش آفت هوش خم هفتجوش بسمع سكان چين رسيد . فارسان ميدان جنگ و رايضان مضمار نام و ننگ بر زين رعناغزالان شبرنگ نشستند و از تهاجم دخان و تصاعد گرد و غبار راه آمد شد بر خيل ملايك بسته ، از ازدحام دلاوران ضيغم شكار غضنفر چنك و غلبهء افواج هاله سپهر شهاب خدنگ عرصهء دشت
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 280
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص٢٨٠