موضعى كه بحريف نزديك رسيده و فاصلهء لشكر او و سپاه مخالف قريب گرديده است با نهايت حزم و خوددارى و غايت توطن و دشوارى خالى از احتياط سپاهيانه پاى بزين نهاده باشد . مختصر سخن : در نصرآباد تلاقى آن دو درياى نصر روى داده ، دليران جانبين بازوى مردانگى گشاد . بعد از اندك گير و دارى شكست بر سپاه احمد خان افتاده ، روى بوادى هزيمت نهاد . اين خبر در اصفهان معروض خديو معدلتپرور گرديده ، شكستهء لشكر بدار السلطنهء اصفهان رسيد . از هدم قصر عمر و زندگانى على مراد خان تا آن زمان كه خبر ورود آقا محمد خان بطهران رسيد و حضرت ظل الله كشورپناه را باوجود ابتداى كار و آغاز روزگار صد هزار گونه مشاغل ترتيب لشكر و تعيين عسكر لازم گرديده زياده بر هشت روز فاصله نشد و فرصت بدست نيامد كه آن حضرت از جزو و كل احوال لشكر و طوايف عسكر تتبع كلى كه بر صاحبان واجب و لازمست حاصل فرمايند و نيك و بد هرفرقه را بديدهء بصيرت ملاحظه نمايند و تفرس كنند كه كدام طايفه اعتماد را شايد و كدام فرقه محل اطمينان توانند بود . اگر در باب خود و اصحاب تمييز نيك و بد و انصاف دهند در مبادى كارى چنان و آغاز طلوع نير عز و شان كه امور دولت را هنوز نظم كلى بهم نرسيده و قواعد مملكت همان مستحكم نگرديده تدارك چنان لشكرى با عدم فرصت و تهيهء چنين عسكرى بچندان عجالت دون قدرت هرصاحب شوكت بود .
القصه چون قضيهء شكست احمد خان واقع گرديد و خلاصهء لشكر همان بود كه به آن سفر رفته ، شكسته و پريشان متفرق به اطراف كوه و بيابان شده بودند و سپاه ديگر مهيا نبود كه بتدارك آن واقعه قيام توانند فرمود و كوچ و خانوارى اعيان فارس و نزديكان و متعلقان و غلامان حضرت كسرى اساس و ساير ناس و ايلات و غيره كه على مراد خان بنحو مسطور سابق از شيراز كوچانيده ، در اصفهان متوقف گردانيده بود چون دار السلطنهء اصفهان را قلعه و حصارى نمىباشد وسعت شهر و بواسطهء بسيارى طول و عرض آن ولايت ضبط آن ممكن و ميسر نيست ،
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 265
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص٢٦٥