تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
گرديده ، از ورود موكب مسعود اين شهريار كشور وجود بدار السلطنهء اصفهان هنوز خبرى بمازندران نرسيده و مسموع ايشان نگرديده بود . از الكاى مازندران حركت و بصوب بلدهء طهران نهضت و مردم را بخدمت‌گزارى خود دعوت كرد . مردم طهران سر بر دايرهء اطاعت درنياورده و كاركنان دولت ايشان نيز خود را مقيد تسخير طهران نكرده ، عازم حركت بصوب قم و على خان افشار حاكم خمسه و جماعت قره گوزلو حدود گروس و ايلات خلج ساوه بمعسكر ايشان پيوسته ، نطاق خدمت بر ميان بسته . عبد الرزاق خان حاكم كاشان اين معنى را عرضه داشت سدهء معلى و معروض چاكران دربار و الا نموده ، در عرايض مرسوله زبان بعرض عدم استعداد و قلت اعوان و انصار آقا محمد خان گشوده ، حقيقت اتفاق خمسه و گروس و قره گوزلو و خلج را كه زياده بر سه چهار هزار نفر بودند اشعار ننموده و چون خان مشار اليه بطهران نزديك و اظهار و اطلاع كلى باوجود بىخبرى كرده بود حضرت ظل الله فلك دستگاه بعرض او اعتماد و مساهله در امر احتياط فرموده ، قلع مواد استعداد آقا محمد خان را جزوى شمرده ، چون آغاز طلوع نيز حكمرانى و به دو ظهور صبح كشورگيرى و ملك‌ستانى بود روى بتنظيم و تمشيت مهام ديگر آوردند و نجف خان نام زند را با معدودى از سپاه ظفر شعار بجهة تمشيت مهام اين كار روانهء صوب طهران كردند . نجف خان مشار اليه چون بدار المؤمنين قم رسيد و در آن بلدهء بهشت تأييد متوقف گرديد و حقيقت قلت سپاه او معلوم گرديد آقا محمد خان بجانب قم عطف عنان و خارج بلدة المؤمنين را جلوه‌گاه ادهم سبك جولان نموده ، اگرچه جماعت سپاه كه از موكب منصور حضرت ظل الله بهمراهى نجف خان مأمور گرديده چندان عدتى نداشتند كه با لشكر آقا محمد خان مقابله توانند كرد و ليكن خان مزبور هم در خوددارى و ايستادگى اندكى تقصير كرده و تهاون ورزيده بود . بورود موكب آقا محمد خان مشار اليه خود را از شهر بيرون و راه تعجيل را درنورديده ، در توابع جوشقان جلو كشيده ، متوقف