قريهء موسوم بقلعهء عبد الله خان جلوداران سركار ديوان اعلى كه در آن موطن و مسكن داشتند باقر خان و پسر برادر و كسان او را كه همراه بودند گرفته ، بدربار گردون وقار آوردند . حكم مقدس و فرمان اقدس بحبس و قيد و مصادرهء او صادر گرديده ، مبلغ كلى از نقد و جنس اموال او و اصل امينان ديوان عدالت اركان گشت . تتمهء احوال او را بموقع خواهد نگاشت .
رسيدن بهار عالمافروز سال فرخندهفال مطابق سنه يكهزار و صد و نود و هشت هجرى
دگرباره از فيض باد بهار * همه لعل و فيروزه شد جويبار
بهر گوشه بشكفت گل رنگرنگ * به صد رنگ شد گونهء خاك و سنگ
زمين كرد دامن پر از لعل ناب * هوا بر چمن ريخت در خوشاب
جهان كهن باز شد نوجوان * زمين چمن گشت باز ارغوان
بهار عالمفروز و نوروز فيروز عرصهء بسيط غبرا را نمونهء فردوس اعلى ساخت . سپهدار و سرو چنار رايت اقتدار بر چرخ دوار افراخت .
سلطان فروردين قامت رعناى نوباوگان بخلاع رنگين اوراق و ازهار بياراست و نواى مسرتفزاى باهتزاز آورد . آواز دلنواز طايران گلزار از فراز سبزه و جويبار برخاست . خديو گيتىگشاى ربيع كه به علت هجوم متغلبهء سپاه بهمن در عرصهء چمن و ساحت گلشن مسافرت گزيده بود بار ديگر با نصرة و فيروزى با لشكر گلهاى نوروزى بدار السلطنهء گلستان و ممالك باغ و بوستان استيلا يافت و سردار سپاه فرخنده پىآذر و نيسان روىگردان شده ، بگوشهء عزلت شتافت . قلعهء محكم اساس گلشن كه قرار و مكان ثبات و وقار روستائيان ثلوج و امطار گرديده بود مفتوح سپاه كينهخواه اردىبهشت و ساحت جهان و فضاى آخشيجان
هامش
« نوشت كلك صباحى : ز قصر سلطانى * على مراد برون شد نشست جعفر خان "از قصر سلطانى كه 550 است على مراد را كه 355 است بايد كاست و جعفر خان را كه 1004 است بايد افزود و 1199 مىشود ( 550 - 355 + 1004 - 1199 )