تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
آن حضرت مملكت را رواج و درد سپاه و رعيت را از دار الشفاى معدلت چاره و علاج فرمودند . بر دانايان قواعد غيرت و حميت مستور نيست كه هركس متحلى بحليه انصاف و شيوهء حميدهء مروت اعتراف داشته باشد يقين دارد كه زياده بر آنچه حضرت جهانبان گيتى ستان در قضيهء على مراد خان صبورى فرمودند ، در مشاهدهء هركار ناصواب او كه نسبت به اين دودمان عالى جناب واقع شد تحمل نمودند حد بشر و در قوهء احدى ديگر نبود . در آن اوان سعادت اقتران آن حضرت را طاقت طاق و مزوجهء صبورى و شكيبائى مستحق سه طلاق گرديده ، خون‌خواهى شهيدان والاشان را عازم و تخريب دولت على مراد خان را جازم گرديدند و رايات فتح آيات و سرادقات گردون درجات را از قصبهء زنجان بجانب صحرا و بيابان كشيدند . اسرافيل منشان كره ناىنواز از نايهاى تندر خروش رعدآواز بناهاى زمين و اركان سپهر برين را تزلزل دردادند . چون فضاى خارج قصبهء مذكور مضرب خيام انجم احتشام و جلوه‌گاه اعلام فلك مقام شد مكنون خاطر خطير و منظور نظر فيض تأثير گشت كه از جانب بلدهء همدان و توابع قلمرو و اعمال و امصار عراق و از آن راه محرك سپاه منصور و عازم صوب اصفهان و در دار السلطنه مؤسس اساس شوكت و شان و متوجه تدارك لشكر بىكران و تهيهء اسباب و سپاه غضنفر توان گردند . با آنكه جهان را هنگام دم‌سردى و لشكر برودت هوا در بردن طاقت و توان پير و برنا پاى مردى مىنمود بقدم تصميم قيام سلسله‌جنبانى سپاه فلك احتشام فرمودند ظهور اين واقعه كه على مراد خان پيوسته از انديشهء آن تلخ‌كام و همواره در انتظار آن بادهء مرارتش بجام بود موجب تزلزل بنياد صبر و قرار و باعث تبدل‌گونهء سكون و قرارش گرديده . چون اين خبر و قصه را در انقلاب اوضاع خويش از داهيات كبرى و سانحات عظمى مىدانست بجهة چارهء كار و تدبير امر نااستوار از طهران حركت و بتعجيل برق و باد بجانب اصفهان عزيمت نمود . از آنجا كه فوجى از لشكر را على مراد خان ملازم ركاب