خمسه گردند . از آنجا كه على خان افشار زاير لوى خمسه كه على مراد خان بعد از واقعهء ذو الفقار خان او را حكومت خمسه داده و بدست خود ابواب فتنه را در آن حدود گشاده بود مردى شرير و خداوند شمشير شرارتپذير و در آن حين از خمسه كنارهگير و در كمين فساد و مشتهر ببغى و عناد بود ، قطع نظر از آن على مراد خان از جانب آذربايجان نيز اطمينان خاطر نداشت و در خمسه كه انجام عراق و آغاز آذربايجانست هركسى در گوشهاى رايت شرارت مىافراشت ازين ناظم كشور دولت و اقبال و مهر اقليم شان و جلال خواهشمند گرديد كه بخمسه نهضت فرموده و بنظم آن ملك بازوى با نيروى كشور گشائى گشوده ، از جانب آذربايجان نيز باخبر و در آن حدود قامع بنياد شوروشر باشند و غرض ديگرش آنكه آن حضرت مدت مديد در يك مملكت توقف و با مردم آن ولايت تأليف ندارند ، كه مردم از شرايط معدلت و قواعد نصفت و محامد عدل و صفات و مكارم ذات آن مسندآراى ايوان جود و كرم اطلاع حاصل نموده ، بىاختيار در راه خدمتش پاى خدمتگزارى گشوده ، كسانى كه از دست فتنهء دور روزگار دامن فرامىكشند بناگاه دامنگيرش گرديده ، بهر تقدير اين دلير كشورگير حسب المرام او رافع رايت دولت و اقبال ، بسوى خمسه و زنجان عطف عنان شوكت و جلال فرمودند ، نه اندام صحرا و كوه از تصادم سم ستوران پلنگخوى غرابپوى خسته و اجزاى سهل و جبل از ضربت تردد سرداران رزمآور جنگجوى علاقهء ارتباط گسسته ، توابع خمسه از نزول آن شهريار جهانبان باغ جنان را رديف و روضهء رضوان را خليف شد و ارباب فتنه هريك از بيم آتش قهر فتنهسوز آن خديو فيروزمند كشورگشاى در گوشهاى سر بگريبان خمول كشيدند و على خان حاكم خمسه و اصحاب فساد از انديشهء غضب قيامت لهب قهرمان ملك عجم و عرب در زاويهء ناكامى پاى در دامن گمنامى پيچيدند و على خان بورود موكب مسعود
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 255
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص٢٥٥