تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
قهرمان اشفاق و جهان الطاف در حالتى كه عرصه‌پيراى ساحت كردستان و كالبد سنندج را بمنزلهء روان بودند شبى در خلوت سعادت و حريم كاخ دامن فراخ دولت بر بستر شوكت تكيه فرمودند و نفس مقدسشان بنفوس قدسيه تقرب نموده ، در عالم خواب هاتف غيبى و مبشر لاريبى به صورت بشر اين مهين خلف هفت پدر و بهين نتيجهء چهار مادر را به نظر آمده ، ايشان را مخاطب و به زبان الهام بيان آورد كه :
« إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ »
، با آنكه آنحضرت را در هيچ‌گاه واهمه بر پيرامون خاطر نگرديده و اين قهرمان هفت اقليم صورت بيم را هرگز در آئينهء خاطر نديده از صولت آن خطاب مدهوش و از خواب بيدار و دهشتى قوى بر ضمير آن دوحه باغ خسروى استيلا يافته ، باوجود نهايت انتباه تا ديدگاه حيرت اين خواب و دهشت اين خطاب و از غايت حيرت و دهشت در اضطراب بودند ،
چه مبارك سحرى بود و چه فرخنده شبى * اين شب قدر كه اين تازه براتم دادند
بر عقلاى زمانه و خردمندان خرده‌دان تعبير اين خجسته خطاب و تأويل اين همايون خواب و تحويل اين قدسى خطاب محجوب و مستور و ايراد آن ضرور نيست و تأثير آن بعنايت الله العزيز المنان تا اين زمان كه مدت يك سال از آن گذشته ظهور كلى كرده انشاء الله تعالى اين غرهء ناصيهء خلافت جميع معمورهء ارض را خليفه و حكم فرمودن به حق در ميان جمهور فرق او را وظيفه و آيه‌اى از آثار آيهء شريفه خواهد شد . بالجمله چون بلدهء طهران على مراد خان را محل نزول كوكب عز و شان شد مملكت كردستان نيز به قوت شمشير كشور گير آن خديو بدولت جوان بتدبير پير ميسر و انتظام كلى بهم رسانيده بود ، آن حضرت را بطهران دعوت نموده ، در غايت انديشه و تشويش كه اين دفعه بيش از پيش خاطرش را فرسوده بود بعد از ملاقات با اين غرهء ناصيهء دولت لازمهء مبالغه در رعايت قواعد اخوت و ملاحظهء شرايط مودت به عمل آورد و مقرر كرد كه اردوى نصرة جوى آن حضرت على حده نزول نموده ، مستعد حركت و مهياى نهضت بجانب توابع