باستحكام تمام نشستند . نواب سپهر ركاب حسن خان ولد خود را با لشكرى با شكوه بمقابل آن گروه ، على نقى خان پسر ديگر را كه به دار العباد يزد رفته بود در آنجا اقامت داشت نيز مقرر فرمودند كه بحسن خان پيوسته ، سر راه بر سرداران على مراد خان بسته ، بمجادله قيام نمايند . حسب الفرمان قضا تمكين آن دو برادر با يكديگر قرين ، در همان كوشكزر و توابع آن سرزمين تلاقى آن دو درياى كين و تقابل دو كوه متين اتفاق افتاده و دليران دو جانب غازى و دلاوران مقابل و محاذى از دوسو در تكوپو برآمدند و بازار شمشير و خنجر گرم و تيغ و تير در خونريزى بىآزرم شد . در آن دار و گير شكست بر لشكر على مراد خان و هزيمت بر آن سپاه گران افتاد ، سر بصحراى هزيمت و بجانب اصفهان روى عزيمت نهادند . على مراد خان را از ظهور اين امر ناملايم درياى سخط و غضب متلاطم و سپاه غيظ و خشم او در عرصهء طبيعت متهاجم و بنزد دليران در كنار ميدان عازم و خود بتوجه صوب فارس جازم شد . پس با طنطنهء تمام و دبدبهء مالا كلام بر زين فلك تمكين جواد گردون خرام برنشسته و سپاه سپهر دستگاه در دنبال رايات سيل روان جدول سبيل گشته ، روى بباغ سعادتآباد آوردند . در آن عمارت مينو منزلت منزل كرده و جزايرچيان لشكر كه در مرتبهء هفت و هشت هزار نفر بودند از اهالى توابع عراق با يكديگر اتفاق ، با على مراد خان ترك وفا و وفاق كرده و فتيلها را سوزان و بهيئت اتفاقى بسوى اماكن و اوطان خود زارىكنان روى آوردند . آن معنى بسيار بدليران سپاه و معسكر اثر كرده و هردسته بر اسبان تيزرو سوار و راهپيماى همان هنجار و هريك متوجه شهر و ديار خود گشتند . على مراد خان ازين معنى حيران گرديده ، او نيز با معدودى از غلامان و بقاياى سپاهيان عنان بجانب قلمرو دشت همدان گردانيد . چون اين واقعهء تفرقه جنود على مراد خان انتشار يافت حسن خان مراجعت بشيراز ، به خدمت پدر فرخنده سير سرافراز ، علينقى خان بجانب دار السلطنهء اصفهان شتافت . در آن خطهء غيرتبخش خلد و جنت اساس عيش و عشرت فروچيد ، در محفل طرب بساط لهو
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 235
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص٢٣٥