تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
عزت و دولت را در آن ديدند كه جنابش يك‌چند دخيل امور جهاندارى و ناظم كارگاه شهريارى نبوده و در خلوت‌سراى زاويهء استراحت غنوده ، احدى جرعهء شراب به شخص تمنايش ننموده ، بلكه بتوفيق جبرى ترك ساغركشى او را عادت و فقدان شراب آن جناب را باعث سعادت گردد و در هوشيارى در امور عقلى اندك تفكر نموده ، از نيك و بد زمانه آگاه و آن حالت او را موجب انتباه شود . على الصباح كه شهريار عالم آراى خورشيد از اوج افق مشرق طالع گرديده ، جهانبان كشور شب يعنى ماه عنبرين سلب را در خلوت انزوال مغرب نشاند نواب سپهر ركاب از در سراى ارگ ازيگران عز و شان پياده گرديده ، نواب جهانبانى را با برادرانش در ميان سراى آوريد ، بتراضى دل و مايهء عنف محكوم بتوطن و توقف گردانيده ، پس اسباب معيشت ايشانرا از هرباب به غير از روحانى شراب و بجز از بادهء ناب مهيا نموده و خود با دولت در عمارتى كه در درب ارگ احداث شده بود منزل و بدولت و اقبال بتمشيت مهام و انتظام امور طبقات انام بازوى اقتدار گشودند و اين شهريار والاتبار كه بتفضلات حضرت جبار زمان دولت همايونش تا زمان ابد پايدار به خواهش پدر بزرگوار بجهة تمشيت مهم عراق متوجه دار السلطنهء اصفهان و خاك پاى توتيا آسايش چون سرمهء صفاهانى نوربخش ديدهء اهل آن خطهء بهجت نشان گرديده . قاطبهء انام و جمهور خاص و عام يك مدت در سايهء سهى سروش از حرارت آفتاب تموز جهان‌سوز حوادث و نوائب كه در آن اوان از انقلاب دوران شيوع داشت باستراحت آرميدند . چون على مراد خان با ازدحام تمام كه در آن قضايا در موكبش اجتماع نموده بودند از اعمال خمسه و قصبهء زنجان متوجه دار السلطنهء اصفهان گرديد نزديك رسيد از آنجا كه علامات عصيان و طغيان از ناصيهء احوالش ظهور تمام داشت و غرور جور و طبع برترى جوى او رعايت حقوق پدر و برادر نمىگذاشت در ركاب ميمنت مآب اين جهان به آن كشورستان و دوحهء حديقهء شوكت و شان اندرين اوان جمعى چندان نبود صلاح در توجه جانب شيراز ديده ، اما باقر خان
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 233 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى