و شيراز واقعست فرستاده ، گروهى از لشكريان موكب را بمتابعت و مراقبت مشار اليه فرمان داده و خود نيز با گروهى انبوه كه دشت و كوه از هجوم ايشان بستوه بود از اصفهان اعلاى اعلام شوكت و شان و متوجه صوب چهارمحال ، در چمن گندمان نصب خيام فلك تمثال نمود . چون مراد خان مزبور معروض آن سپهدار پرغرور گردانيده بوده كه نواب سپهر ركاب تقى خان ولد خود را با لشكرى آراسته مشحون بانواع تجمل و خواسته بصوب آباده فرستاده ، على مراد خان اكبر خان ولد زكى خان را كه در آن اوان از شيراز بطريق فرار و استخلاص بملازمت او اختصاص يافته بود باعانت مراد خان مأمور بآباده نموده ، چون اكبر خان به محل مزبور رسيد تقى خان از لشكر مراد خان شكست يافته ، به طرف شيراز عنان تافته بود . اكبر خان در آباده توقف نكرده ، بتعجيل تمام رو بجانب شيراز آورده و حقيقت حركت خود را بعلى مراد خان اعلام كرده ، على مراد خان نيز از عقب محرك لشكر فولاد قباى آهن سلب و از انديشه انجام كارها با هزار تاب و تب بصوب شيراز عنانگشاى ادهم و اشهب و منزل خسرو شيرين را بجهة مقر موكب عز و تمكين منتخب نمود .
در منزل مذكور خبر رسيد كه اكبر خان تا بلوك ايذج و قريهء شهرك روى تهور آورده و نواب سپهر ركاب حسن خان ولد ديگر را با لشكرى گران و سپاهى بىكران از شهر شيراز بيرون و شورش افكن كوه و هامون كردند . على مراد خان از انديشهء آنكه اكبر خان طاقت مصادمت آن سپاه گران را نياورد برسم راهنوردان صبا و دبور از خسرو شيرين مرحلهپيماى آن راه دور و دراز و از بلوك بيضا شش فرسنگى شيراز در برابر اردوى حسن خان رافع الويه و اعلام مؤسس اساس انبوهى احشام گرديد ، حسن خان بمحض ظهور طليعهء على مراد خان منهزم گرديد . سلك جمعيتش از يكديگر پاشيده و راه مراجعت در نورديد . مخفى نماناد كه نواب سپهر ركاب را جمعى از اولاد ذكور بودند : اين سهى سرو حديقهء دولت و نور حدقهء جلالت اكبر اولاد
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 237
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص٢٣٧