تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
لشكر را به او داده ، بمقابل نظر على خان و طوالش فرستادند . قراخان مزبور چون باهل غوغا نزديك شد شيرازهء سپاه خود را از هم گسسته ، بمخالفين پيوست . از آنجا كه جمهور اهل گيلان نيز دشمن هدايت الله خان و در باطن مشار اليه را قاصد جان بودند طاقت توقف در رشت نياورده ، كوچ و بنهء خود را حمل سفاين به دريا فرستاد و خود با معدودى رو بجانب عراق نهاد و در آنحال ذو الفقار خان بقزوين مستولى گرديده و در آنحال آرميده بود . هدايت الله خان را گرفته ، روانهء خمسه نمود . نظر على خان شاهسون نيز هم خلاص از قيد را غنيمت شمرده ، روى باردبيل و عزيمت بجانب طايفه و ايل خود آورد . طوايف اهالى گيلان هريك در جاى خود آسوده ، براحت چند روزى رضامند و خرسند بودند . ذو الفقار خان چون گيلان را خالى از صاحب ديد يك دو نفر از رؤساى آن ولايت را اسم نيابت نهاده ، جمله ولايت مزبور به او تعلق گرفت . چون على مراد خان از كيفيت احوال ذو الفقار خان باخبر و آگاه از جمعيت آن سپاه و لشكر گشت ، با گروهى انبوه از دار السلطنهء اصفهان حركت و بجانب قلمرو اعلاى لواى جلالت و در توابع شراه تلاقى آن دو سپاه ، مهچهء رايات عسكرين زيب‌بخش رخسار مهر و ماه و فراز خيمه و بارگاه باوج اين نيلگون خرگاه رسيد و بهادران طرفين و دلاوران جانبين روى بخونريزى يك‌ديگر نهاده و بازو بسفك دماء هم گشودند . ذو الفقار خان خود با سيصد سوار جرار كه از طوايف مختلفه يك‌يك را برگزيده و به عمل موسوم گردانيده بود كوششهاى قوى كرده ، لشكريان ميمنه و ميسرهء على مراد خان شكست خورده ، بوادى هزيمت شتافتند . على مراد خان با سپاه قوى و گروه كردان بابان كه باعانت آمده و در تيب طرح توقف داشتند برجا مانده ، على مراد خان از مركز خويش و كردان از موقف خود حمله آورده و در آوردگاه پاى ثبات افشردند . در آن وقت خداوردى خان بيگدلى كه از اعوان ذو الفقار خان بود بگلولهء تفنگ از پاى درافتاد و دست رد روى پس نهادند . ذو الفقار خان عنان از ميدان گردانيد كه هم گريختگان دستهء خداوردى خانرا