فنا و آسودهء دار القرار ملك بقا كرد . پس از كارسازى خويش از آن معرض رخ برتافته و بطلب نواب ابو الفتح خان شتافته ، او را دريافت و حضرتش را بر مسند فرماندهى تكيه داده و آوازهء قضيهء زكى خان در ميان آورد و سران و سركردگان عساكر جنگجو را از آن غوغا ممنوع و مردم را به خدمت نواب ابو الفتح خان دعوت و مرجوع نمودند . طبقات مردم و اصناف اهل اردوى پرتلاطم فوجفوج به خدمت نواب ابو الفتح خان شتافته ، سعادت ملازمت را دريافتند . چون زمانه لباس سوكوارى يعنى جامهء مشكين شب را از بر بيرون كرده و سرور لشكر انجم و اختر بجهة نظم كشور چرخ اخضر پا بركاب اشهب افق درآورد نواب ابو الفتح خان صبحگاهان اين روز نخستين عزم عراق كرده ، چون به علت خزانه و ساير اموال و اسباب دولت و انتظام آنها توجه بصوب شيراز اوفق و ارجح بود دولتخواهان راى ايشان را منقلب ساخته ، علم عزيمت بجانب دار العلم شيراز برافراختند . بورود شيراز اكبر خان را كه بنحو مسطور سابق از جانب پدر متوجه حفظ آن بوم و بر بود از مدخليت عارى و جميع ولايت و مجموع اثاثهء دولت تعلق بايشان گرفت . نواب سپهر ركاب نيز از جانب كرمان عطف عنان سعادت بصوب شيراز و بخوشترين زمانى چون روح داخل كالبد اين خطهء بهشت طراز ، نواب ابو الفتح خان مقدم عم بزرگوار را باحترام و اعزاز تلقى نمود و بملاقات عم فايز گرديد .
بيان طغيان ذو الفقار خان افشار و ساير وقايع آن روزگار بتقديرات مدبر ليل و نهار
چون به نحوى كه سابق مسطور و مذكور شد على مراد خان با معاندت زكى خان وارد اصفهان گرديد در نهايت تشويش خاطر آرميده ، او را بهيچوجه خبرى از حركت زكى خان و توجه نمودن او بصوب دار السلطنهء اصفهان نبود و در هنگام عصرى كه پايان روز بود خبر وحشت اثر نزول موكب زكى خان بايزد خواست بطريق صحيح و راست در رسيد موجب تشويش قلوب و دلهاى محموع بدست پريشانى مغلوب گرديده ،