تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
خويش اطلاق ، خود را بغوغائى الحاق كرده بودند ، ايشانرا ياورى كرده ، سر بفتنه و فساد درآوردند . حاجى آقا محمد با معدودى بقلعهء طبرك رفته ، حصارى و از بيم آن غوغا متوارى و متوجه خوددارى گرديده ، حقايق را معروض زكى خان گردانيد . رجالهء مذكور و خون گرفتگان مزبور از بادهء غرور سرمست و بىشعور ، اطراف قلعه را محصور و بنياد شر و شور نهادند ، مدت پانزده روز اين هنگامه برپاى و اصفهان معرض اين غوغا بود و اهل بلوك ماربين اصفهان بتعصب هم ولايتى شبى در غايت ظهور و عيان اعلان ازدحام عام كرده ، علانيه رو به شهر آورده ، حاجى ناجى را از فراز بروج قلعه پائين نموده ، بجانب بلوك ماربين بردند و از ساير بلوكات جمعيت كلى رو بنزد او آوردند . چون زكى خان از حقيقت واقعه اطلاع و آگاهى از كيفيت آن جسارت و روسياهى يافت بسطام خان كارخانه را با معدودى از توابين بدار السلطنه فرستاده و بر قيد اهل بغى و عصيان فرمان داد و بسطام خان از راه شيراز و حاجى ناجى از بلوك ماربين باصفهان درآمده ، چون پسران فتحعلى خان و ساير جماعت از قرب موكب بسطام خان مطلع شدند از خواب غفلت بيدار و از مستى آن صهباى پرخمار هشيار گرديده ، لاعلاج و ناچار روى باستقبال آوردند . بسطام خان مزبور در حال ورود دو نفر از ولدان فتحعلى خان و چند نفر از نزديكان و اقرباى ايشانرا كه مجموع پانزده نفر مىبودند با دو سه تن از غوغاطلبان اصفهان و بابايان الواط ميدانى را گرفته و مقيد و مغلول نموده و متعاقب پروانهء قتل افشاريه از موقف فرمان وارد ، در رسيدن پروانه ولدان فتحعلى خان و ساير افشار اقرباى ايشانرا در ميدان نقش جهان راه‌نورد جهان جاويدان كردند . نواب ابو الفتح خان وقايع اصفهان و شوريدگى آن خطهء بهشت‌نشان و اغتشاش ساير ملك عراق را دست‌آويز كرده ، مقدمهء فرستادن على مراد خانرا بجانب عراق با زكى خان در ميان آورد و زكى خان نخستين به اين عزيمت انكار و بر انكار خود اصرار نموده ، چون نواب ابو الفتح خان نيز بغايت مصر و در رد قول او آغاز كار
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 223 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى