تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
بغايت آرزومند خدمتگزارى و شايق سرورى و سالارى آن حضرت بودند ، عنان يكران سعادت را بجانب دار الامان معطوف و محمد حسين خان سيستانى شرف ملازمت ركاب فلك‌فرساى را دريافته ، زكى خان جمعى را متعاقب فرستاده ، آنحضرت سركردهء ايشانرا مقتول و سايرين سرگشته و پريشان بنزد زكى خان مراجعت و مواكب نصرة كواكب نواب و الا جناب بنحو مسطور متوجه صوب مذكور شدند .

ذكر فرستادن نواب ابو الفتح خان و زكى خان على مراد خان را بجانب عراق و وقايع اطراف آفاق

بر ناظران اين كتاب مستطاب و خوانندگان اين صحيفهء بلاغت انتساب مخفى و محجوب نماند كه : على مراد خان كه اسم او درين دفتر فيض گستر بتقريبات مذكور و مسطور گرديده و از الله مراد خان و همشيره‌زادهء زكى خان بود و والدهء او بعد از وفات والدش در سلك پردگيان پردهء جلبات جلادت و جلالت نواب سپهر ركاب قرار گرفته ، گوهر اين جهانبان كشورستان يعنى محمد جعفر خان كه فى الحقيقه غرض اصلى از تدوين اين وقايع و مقصود كلى از جمع اين بدايع وقايع ايام فرخنده آغاز ابدى انجام دولت جهانبانى و اوان سعادت اقتران شوكت و ملكت‌ستانى اوست از آن صدف صاحب شرف بوجود آمده ، با على مراد خان برادر امى بودند و در حالتى كه اين مستورهء استار خدارت در سلك ازدواج نواب و الا جناب منتظم گرديد على مراد خان مذكور طفلى بود خردسال كه در حجرهء قربيت و خانهء سعادت نواب معظم اليه بوده ، دوحهء قامت او در سرا بوستان دولت آن جناب روى بنشو آورده بود . نواب غفران مآب وكيل رعايتى كه بعلى مراد خان مىفرمودند و ساعى در ارتفاع مدارج او بودند بنابر تربيت خاطر برادر والاگهر بود . بالاخره آن حق ناشناس چشم از حقوق نعمت نواب سپهر ركاب پوشيده ، در امر تخريب دودمان و بنيان عالى شان ايشان كوشيده ، بنابرآن ناسپاسى و نظر به آن حق ناشناسى از دولت و كامرانى و عمر و جوانى متمتع نگرديده ، رسيد به او آنچه رسيد . چنان كه
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 221 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى