تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
وجود نداشت . مدت سه روز حضرات در ارگ متحصن و به گوشت دو سه آهوى دلجوى تهامه خانگى كه در باغ سراى ارگ مىچريدند و آنقدر شكر كه امكان خوردن داشت بسر برده ، از آنجا كه حضرات محصورين از ابطال سلسلهء عليهء زند ، در مضمار خصم‌افكنى و در ميدان دشمن شكنى هريك شير خصال و غضنفر مانند بودند زكى خان صلاح روزگار و علاج كار را زياده بر آن در توقف ايشان در ارگ نديده ، به جهتى وسيله‌جو گرديده و يكى از پوشيده رويان جلبات عزت ، يعنى والدهء مرحوم محمد رحيم خان خلف نواب غفران مآب را كه دو سال قبل از قضيهء هايلهء پدر بزرگوار در سن هجده سالگى وفات يافته بود ، بمناسبت اينكه صبيهء نظر على خان مخطوبهء آن جوان مغفور بود به نزد نظر على خان فرستاده ، قرار دادند كه ايشان از ارگ بيرون آمده ، همگى با يك ديگر تمهيد كرده ، به خدمت نواب ابو الفتح خان كه مهين فرزند نواب غفران مآب بود اقدام و قيام و جنابش را متكى چار بالش سلطنت نمايند . نظر على خان و ساير محصورين كه چنين صلحى را طالب بودند و الم جوع نيز بر مزاجشان غالب گرديده از حصار بيرون رفته ، در خانهء مرحوم محمد رحيم خان كه در جنب حرم محترم احداث شده بود توقف نموده ، كه زكى خان به آنجا آمده ، يك‌دگر را ملاقات و بر آنچه آراى متفق قرار گيرد عمل نمايند . زكى خان جمعى از ملازمان خود را فرستاده كه ايشان را در مجلس او حاضر سازند و اگر انقياد ننمايند صفحهء هستى را از وجود ايشان بپردازند . مأمورين از باب عنف درآمده و دوش غيرت آنها متحمل بار گران اين‌گونه خوارى نگرديده ، كار بگير و دار رسيده ، مأمورين اطراف سراى موقف آنها را احاطه ، زكى خان نيز جمعى ديگر را بفرستادگان سابق اضافه كرده ، از بام و در و وزير و زبر آن بيچارگان را بگلولهء تفنگ برگرفتند . نخستين سر نظر على خان را به نظر زكى خان درآورده ، متعاقب و متوالى سرهاى ايشان را گوى چوگان شمشير و تنها هدف گلولهء تير گشت . نظر على خان دلاور و كلبعلى خان ولد اكبر شيخعلى خان و برادران ولى خان و طاهر خان و ساير اولاد محمد