خان ، خلاصهء بيان پانزده شانزده نفر از اعيان زند در آن قضيهء ناگزير گرفتار آن كمند اجل پيوند گرديده ، به آن زارى به هلاكت رسيدند . وقوع اين واقعه سه روز بعد از سنوح سانحهء هايله بود . بنابرآن شورش و انقلاب هنوز جسد شريف آن جناب مدون نگرديده بود . شب چهارم چون زمانه از اطلس سيهفام شب لباس سوكوارى دربر ، جهان را از غبار تيرهفام خاكستر ماتم بر سر كردند زكى خان بتجهيز دفن و كفن پرداخته ، على الصباح روز چهارم كه سپهسالار لشكر اختر و انجم بتعزيت سراى اين نيلى طارم درآمد زكى خان و جمهور امرا و اعيان سپاه سياهپوش شدند و جنازهء مغفرت اندازه را زيب دوش كرده و در عمارت وسط باغى كه از بناهاى آن حضرت در جنب ارگ بود مدفون نمودند . زكى خان بر سپاه و رعيت حكمران و در دار الملك شيراز نافذ الفرمان گرديده ، بنابر صلاح حال خويش قضايا را بنواب سپهر ركاب اعلام و مستدعى مراجعت آن سپهسالار والامقام شد . در خطهء شيراز دست اخذ بر اموال و اسباب مقتولين گشوده ، مبلغهاى خطير از نقود و امتعه و نفايس و اسباب و اسلحه و دواب اكتساب نمود ، پس نواب ابو الفتح خان « 1 » را بجاى پدر والاگهر نشانيده ، بعد از چند روز محمد على خان را نيز سهيم او گردانيده ، بهر صورت جناب ابو الفتح خان و هردو برادران در امور فرماندهى و مهم حكمرانى بجز از نامى بىنشان و اسمى بى مسما نداشتند .
ذكر مراجعت نواب سپهر ركاب از بصره و چگونگى وقايع آن زمان و قضاياى آن اوان بتقدير حضرت سبحان
چون خبر قضيهء جانگداز و آوازهء وقعهء غمفزا باردوى جهان
هامش
( 1 ) در تاريخ رحلت كريم خان و جلوس ابو الفتح خان حاج سليمان صباحى بيدگلى شاعر معروف آن زمان سروده است : « رقم زد صباحى :
ز ايوان شاهى برون رفت كاوس و كيخسرو آمد » جملهء كاوس را كه به حساب ابجد 87 است بايد از ايوان شاهى كه 384 است كم كرد و 297 مىماند و سپس كيخسرو را كه 896 است به آن افزود و 1193 مىشود :
384 - 87 + 297 - 1193