ساحل دو جانب شط باوتاد عظيمه و عمدهء قويه محكم و مستحكم نموده ، محافظت يك قسمت زنجير بعهدهء شيخ بركات بنى كعب و حراست جانب ديگر بعهدهء يكى از سركردگان سپاه نصرة دستگاه مقرر گشته ، در هرجانب سه هزار مبارزان دلاور و چند اراده توپ برق شرر تعيين و راه عبور غرابات و جهازات خوارج را مسدود از تشييد آن سلسلهء متين فرمودند . چون سفاين خوارج در بحر اعظم بمحاذات شط العرب رسيدند از تسديد راه عبور و تشييد سلسلهء مزبور و حراست سپاه مذكور مخبر و مطلع گرديده ، از آنجا كه عبور سفاين خويش را از آن سد سديد دشوار مىدانستند در جائى كه شط العرب بدرياى اعظم متصل ميگردد لنگر افكن زورق اقامت گرديده ، چندى آرميدند و در شبى از شبها قريب بصباح كه از تموج رياح تقديرات قادر فتاح و از نسايم قدرت فالق الاصباح سلسلهء منتظم ثوابت و سيارات از يكديگر گسيخته و عقد زنجير محكم انجم و اختر از هم ريخت بادى صعب و صرصرى سخت از مهب تقدير مرسل الرياح در وزيدن آمد و از تصادم آن باد كه نمونهء طوفان عاد بود سلسلهء مزبور از يكديگر گسيخته ، پارهاى از آن زنجير و بعضى از سفاين صغيره كه به جهت جمل و نقل آن زنجير گران در زير آن ترتيب و رديف قرار داده ، گرانى سلسله بر دوش تحمل آنها نهاده بودند بتحريك آن باد وزان و عنانكشى آن باد روان بجانب سفاين خوارج روان شد .
آن جماعت از مشاهدهء آن حالت بر انقطاع عقد مسلسل سلسلهء مزبور يقين حاصل و لنگر برداشته ، روى بمرور شط العرب گذاشته ، مستحفظين جوانب زنجير از دو طرف و كليطهاى سركارى از برابر آغاز گلولهريزى توپهاى پرشرر نموده ، چون باد شديد در حركت و هوا در تموج بغايت بود زياده بر صد فروند غراب و كليط و ساير جهازات خوارج از سر منزل توپ مستحفظين جوانب شط گذشته ، در برابر قلعهء بصره و محاذات سنگرهاى سپاه نصرة همراه لنگرافكن توقف گشتند . بصريان را آن روز روز عيد و آن قوم پريشان را آن شب شب اميد گرديد . غافل از نااميدى سرانجام و بىخبر از
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 197
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص١٩٧