تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
خان بر اورنگ سلطانى ، نهايت در باطن از ارسال رسل و ترسيل نامهء مرسول بجز از امر بصره غرضى نبود و به غير از اطفاى نايرهء فساد و فسخ عزيمت امر ام البلاد بصره ملتمسى نمىنمود ، كه آن را بتقرير سفير مذكور محول داشته ، بمشافههء او واگذاشته بودند . بعد از آنكه محمد وهبى افندى را تقبيل عتبهء جلال حاصل و بعز زيارت كعبهء آمال يعنى دربار فلك تمثال و اصل شد بعد از تقديم مراسم خلوصيت و بندگى و تمهيد قواعد استكانت و سرافكندگى از مقربان دربار عصمت و باريافتگان حريم دولت بكرات مستدعى عفو تقصيرات عمر پاشا و اطفاى نايرهء غضب طبع معدلت پيرا و تسكين شعلهء قهر خديو گيتىگشا گرديد . مسئول او بعز قبول نرسيده و رشحات عجز و استكانت و قطرات ابتهال و ضراعت او موجب انطفاى آتش غضب قيامت لهب نگرديده ، يكى از مسئولات او آن بود كه چون ام البلاد بصره متعلق بمادر سلطان قيصرشانست آن را بضعيفهء مذكوره واگذارند و در عوض هريك از ممالك قيصرى را كه مداخل آن اضعاف بصره باشد و معين فرمايند متعلق بسركار وسعت مدار خواهد گشت . امناى دولت دوران عدت گوش باقاويل او نداده ، جواب نامهء نامى شاه سكندر جاه نگاشته كلك در سلك و از انعام و احسان آنچه سزاوار همت بلند و مقتضى طبع كريم ارجمند بود بافندى مشار اليه عنايت و او را بمراجعت رخصت فرمودند .

بيان ورود خوارج عمان با سپاه گران و سفاين بيكران باعانت بصريان و گزارش آن

معلم سفينهء حكايت رنگين و ناخداى زورق روايت شيرين يعنى خامهء بلاغت آئين در بحر ژرف اوراق بدينگونه بادبان بيان ميگشايد كه : چون به علت عدم آب وحدت آفتاب و حرارت هوا و شدت ( گرما ) ، اراضى عمان قابل زراعت و مستعد تولد نباتات نيست ، چنان كه هرگياهى كه بفعل قوهء مولده سر از گريبان خاك برمىآورد شعلهء خرمن‌سوز حدت هوا چنان آتش‌افكن خاشاك بار و برگش مىگردد كه از وجودش جز كف خاك سيه اثرى و از هستى و بودش
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 195 | محمد صادق موسوى اصفهانى / سعيد نفيسى