تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
كه مورث ازدياد برودت و اشتداد سردى هواى آن ولايتست و در هيچ عهد و زمان در ايام تابستان باد شمال در بصره نوزيده و معمرين آن ولايت هيچگاه آن‌چنان خلاف عادتى نديده . در مدت دو سال كه ساحت بصره مقر سرادقات جلال و مضرب خيام فلك تمثال بود از آغاز تابستان تا بانجام روزى باد قوس در آن سرزمين نوزيده ، همواره باد شمال در اهتزاز ، موجب اعتدال هوا و باعث اطفاى نايرهء گرما ، چنان كه بصريان از مشاهدهء آن امر غريب و ملاحظهء آن حالت عجيب در شگفت مانده ، بسوختگى اختر و احتراق كوكب خويشتن متيقن بودند . از وقوع اين گونه اتفاقات بر تخريب اساس دولت و انهدام بنيان شهامت خود تفأل مينمودند .

ذكر ورود محمد وهبى بسفارت از نزد سلطان سكندرشان روم به خدمت فرمانده اين مرزوبوم

سفير خوش تقرير قلم فصاحت رقم چگونگى اين مدعى را بدين نمط ادا مىنمايد : در حالتى كه معسكر نصرة نمود و اردوى ظفر ورود از احاطهء قلعهء بصره راه چاره را بر بصريان مسدود و طريق زيان و سود را بر آنها مفقود كرده بودند عمر پاشا والى بغداد حقايق آن حال را بسدهء جلال قيصرى معروض داشته ، محمد وهبى نامى را كه از اعاظم آن سرزمين و مردى صاحب تمكين و خداوند راى متين بود از جانب سلطان سكندرشان سلطان عبد الحميد خان پادشاه و الا جاه روم بسفارت معين نمودند . مشار اليه روى نياز بعتبهء عرش انباز خديو عاجزنواز و داراى دوست‌پرور دشمن‌گداز آوريده ، در دار الملك شيراز بعز بساط بوسى محفل ارم طراز خديو گردن فراز رسيد و نامهء مودت ختامهء سلطان سكندرشان را از پيشگاه حضور گذرانيده ، به نظر منشيان عطاردشان رسانيد . اگرچه در ظاهر در نامهء نامى درخصوص مقدمات بصره مطلبى اظهار و در باب آن مراتب مدعائى اشعار نشده ، مضمون محتوى بود بر مراتب مهر و وفا و مشتمل بر مراسم صدق و صفا و رخت بستن سلطان مصطفى خان از جهان فانى و تمكن عبد الحميد