اعتضاد الدوله اردوى گردون شوكت و سپاه انجم عدت را از عبورگاه جسر به آن طرف فرستاده ، خود نيز با خاصان درگاه و مقربان محفل فلك دستگاه عبور ، منزل موسوم بشريش را مقر كوكبهء منصور فرمودند .
روز ديگر از منزل مزبور اعلاى اعلام شوكت و رفع رايات نصرة فرمودند .
مختصر سخن : در روز هشتم شهر صفر المظفر كه قلعهگشاى مهرانور با لشكر گران انوار محيط اين نيلى حصار گرديد فضاى مسرتفزاى خارج ام البلاد بصره مطار عقابان ظفر جناح رايات گردون حباب و مقر سرادقات خورشيد قباب مجره طناب گشته ، خيام فلك مقام اردوى انجم احتشام سر باوج ثريا بركشيده ، آواز رعدانباز ناى زرين و نواى شورشفزاى خم روئين زلزلهافكن سپهر هفتمين ، از صواعق هوش رباى شليك خمپاره و توپ و لوله و آشوب در ميان سكان آسمان و زمين افتاد . سليمان آقاى متسلم كه از جانب عمر پاشا حاكم بصره بود و اعزه و اعيان و جمهور سكان آنجا از هيبت آن انقلاب و وحشت آن سهمگين گرداب با زهرههاى آب در شبكهء اضطراب فرو مانده ، دروازههاى شهر را مسدود و برج و باره را مضبوط نموده ، در محافظت و خوددارى نهايت مبالغه نمودند و راى قلعهگشاى نواب استظهار الدوله بتأسيس قلعهء محكم و بناى حصارى منتظم كه استظهار اردوى ظفر حشم تواند بود قرار گرفته ، بنيان صنعتنما و معماران اقليدسگشا بتأسيس قلعه اشتغال ورزيده ، در اندك زمانى اساسى چيده شده كه اوج بروجش با فلك ذات البروج بمساوات ، فراز كنگرهاش برترى از اوج سماوات داشت . بنه و اغروق معسكر نصرةپرور و احمال و اثقال اردوى گردون مقر را در آن قرار داده ، توپهاى قلعهكوب و خمپارههاى شهرآشوب را بمحاذات قلعهء بصره كشيده ، توپچيان آتش دست از سحاب آتشبار توپ بناى شعلهانگيزى و درانداختن گلولهاى دهرسوز آغاز شرارهريزى كرده ، كيفيت هوا منقلبكن مزاج كرهء اثير و تواتر بلا آتشافكن خرمن چرخ پير گرديده ، گردون گردنده از هيبت رعد آواز زلزلهانداز توپ
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 188
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص١٨٨