مكانهاى نشيمن ايشان كه از صحارى نجد تا اراضى فيه البصره پيوسته ، جماعت مزبور به علت كثرت عدت همواره بر بصره مسلط بوده ، منافع آن ولايت را اكثر ضبط مىنمودند ، با گروهى انبوه و لشكرى با شكوه باعانت بصريان كمر بسته ، از جانب ساحل وكيل فرنگ انگليس كه از طرف پادشاه و الا جاه فرنگ مأمور و در بصره متوقف ، متوجه داد و ستد مىباشند ، با چندين سفينه و زورق هريك مشحون بتوپهاى برق انداز و تفنگچيان آتشباز ، از ممر آب بمدافعه شتافتند ، كه نهنگان درياى نام و ننگ و درياكشان لجهآشام را از ساختن جسر ممانعت نمايند .
به گمان آنكه بچنان قوم ناكس راه بر آن سيل سركش و به مثل خس راهگذر بدرياى آتش مىتوانند بست ، شروع بانداختن توپ و آغاز فتنه و آشوب نمودند . از جانب اردوى نصرة مبانى نيز توپهاى اژدر مهابت سرگرم آتشافشانى و گلولهاى صاعقه هيبت مشغول جانستانى گرديده ، از صواعق خانهبرانداز توپهاى رعدآواز و سحاب شراره فشان دست تفنگچيان برقانداز در ميان آب و آتش خرمن صبر و تاب فرنگيان بادپيماى خاكسار افتاده ، تواتر گلوله و توالى قطرات امطار ابر آتشبار توپ و تفنگ مزرع ثبات شيخ عبد الله و جماعت منقح را نيز بباد فنا داده ، بسيارى از جماعت مزبور در بر و بحر سوختهء آتشفتن و فتور ، بقيه سر خويش و راه هزيمت را پيش گرفتند .
امر واجب الامتثال نواب استظهار الدوله عز نفاذ يافت كه دو هزار نفر از جماعت بختيارى كه در شناورى با نهنگان دريا نورد خويشى و در كوهنوردى از پلنگان كوهگرد پيشى دارند ، در آن شط بحر كردار شناور گشته و چون سيل بىبنياد از آن رود گذشته ، در ساحل آن طرف متوقف شوند . غرض جسر مزبور در مدت هجده روز صورت اتمام و سمت اختتام پذيرفته ، بر زبر آن بحر پرتلاطم چون جسر مجره بر روى اين پرشور قلزم قرار گفت . على الصباح ششم شهر صفر سنهء هزار و صد و هشتاد و نه كه سپاه انجم و اختر ازين طرف ژرف درياى پهناور عبور نموده ، خسرو خاور شقهء لواى جهانگردى گشود نواب
تاريخ گيتى گشا ( در تاريخ سلسله زنديه ) ( فارسى ) — صفحة 187
مساهمون: محمد صادق موسوى اصفهانى
ص١٨٧